شمارهٔ ۱۰۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس تنهایی و abandono صحبت میکند. او و همراهانش در سفری به اشتباه تنها گذاشته شدهاند و دیگران بدون توجه به آنها، به راه خود ادامه میدهند. شاعر از وضعیت خود به عنوان یک فرد رنجکشیده و فراموششده سخن میگوید. او تشبیهاتی از قبیل موی آشفته، خاک ره، شمع در آتش و بلبل دور شده از چمن را به کار میبرد تا احساساتش را بیان کند. در نهایت، او به تحلیل وضع خود و دیگرانی میپردازد که دچار زخم و ناکامی شدهاند و نسبت به بیعدالتیهایی که متحمل شدهاند، میاندیشد.
همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتنداز خبر رفتیم و ما را بیخبر بگذاشتند
هوش مصنوعی: رفیقهام رفتند و من را در سفر تنها گذاشتند، بدون اینکه از حال ما باخبر شوند و ما را بیخبر راندند.
بر میان از مو کمر بستند و این شوریده راهمچو موی آشفته بر کوه و کمر بگذاشتند
هوش مصنوعی: آنها موهای خود را بر کمر بستند و این مجنون را مانند موی پریشان بر دامن کوه و دره رها کردند.
بر سر راه اوفتادم تا زمن بر نگذرندهمچو خاک ره مرا بر رهگذر بگذاشتند
هوش مصنوعی: در راه او قرار گرفتم تا از من عبور نکنند، اما مانند خاکی که در مسیر است، مرا تنها گذاشتند.
شمع را در آتش و سوز جگر بگداختندمرغ را با ناله و آه سحر بگذاشتند
هوش مصنوعی: شمع را در آتش و سوز دل سوزاندند و مرغ را با ناله و آه در زمان صبح رها کردند.
بلبل شوریدهدل را از چمن کردند دورطوطی شیرینسخن را بیشکر بگذاشتند
هوش مصنوعی: پرندهای عاشق و ناآرام را از باغ خارج کردند و پرندهای خوشزبان را بدون شکر و شیرینی رها کردند.
پیشتر رفتیم و ما را نیشتر بر جان زدندوینچنین با ریش و زخم نیشتر بگذاشتند
هوش مصنوعی: ما جلوتر رفتیم و افرادی به ما آسیب زدند و به این ترتیب، با ریش و زخمهایی که وارد کردیم، از آنجا گذشتیم.
بیغباری از چه ما را خاک راه انگاشتندبیخطائی از چه ما را در خطر بگذاشتند
هوش مصنوعی: چرا ما را در شرایطی قرار دادند که گویی دارای نقص و اشتباه هستیم؟ چرا با وجود پاکی و بیگناهی ما را در معرض خطر قرار دادند؟
کار خواجو زیر و بالا بود چون دور فلککار او را بین که چون زیر و زبر بگذاشتند
هوش مصنوعی: کار خواجو مانند حرکت دورانی آسمان است، که بالا و پایین دارد؛ به او نگاه کن و ببین چگونه توانسته است اوضاع را بر هم بزند و جابجا کند.