شمارهٔ ۱۱۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره تعادل بین معنویت و دنیوی، و همچنین تجربیات عاشقانه است. شاعر به توصیف پیری میپردازد که از صومعه خارج شده و به جمع بادهنوشان میپیوندد. او پس از تجدید وضو و نوشیدن می، به مکان عبادت میرود. هر کسی که از رازهای زندگی آگاه است، از حالت درمان برون میآید. شاعر همچنین به نقش موسیقی در بیداری روح و دلهای عاشق اشاره میکند. در نهایت، این شعر به جستجوی عشق و شادی در دنیای خراباتیها و تمامی احساسات عمیق و پیچیدهای که در این مسیر وجود دارد، میپردازد.
از صومعه پیری بخرابات درآمدبا باده پرستان بمناجات درآمد
هوش مصنوعی: از خانه یک پیرمرد راهب خارج شد و به جمع افرادی که مشغول نوشیدن شراب بودند پیوست و با آنها به گفتگو پرداخت.
تجدید وضو کرد بجام می و سرمستدر دیر مغان رفت و بطاعات درآمد
هوش مصنوعی: او دوباره وضو گرفت و با حالتی شاداب و سرمست به معبد مغان رفت و به عبادت پرداخت.
هر کس که ز اسرار خرابات خبر داشتاز نفی برون رفت و باثبات درآمد
هوش مصنوعی: کسی که از رازهای میخانه آگاه بود، از حالت رد کردن و نفی خود خارج شد و به ثبات و استواری رسید.
این طرفه که هر کو بگذشت از سر درماندرد دلش از راه مداوات درآید
هوش مصنوعی: این جالب است که افرادی که از درد دل خود عبور کردهاند، با ذکر درمان و بهبود، به آرامش میرسند.
ایدل چو در بتکده در کعبه گشودندبشتاب که هنگام عبادات درآمد
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی که در بتکده در کعبه را باز کردند، با شتاب برو که زمان عبادت فرا رسیده است.
فارغ بنشست از طلب چشمه ی حیوانهمچون خضر آنکس که بظلمات درآمد
هوش مصنوعی: کسی که در جستجوی حقیقت و علم همچون خضر است، از تلاش و طلب خسته میشود و در تاریکیها وارد میشود.
مطرب چو خروس سحری نغمه برآوردبا مرغ صراحی بمقالات درآمد
هوش مصنوعی: موسیقیدان مانند خروس صبحگاهی آوازش را سر داد و با پرندهای که در مینوشید، وارد گفتگو شد.
دل در غم عشقش بخرافات در افتادجان با لب لعلش بمراعات درآمد
هوش مصنوعی: دل به خاطر عشقش به خیالپردازیها و افکار باطل افتاده و جانم به خاطر لبهای قرمزش تحت تأثیر و توجه قرار گرفته است.
مستان خرابش بدر دیر کشیدنددر حال که خواجو بخرابات درآمد
هوش مصنوعی: مستان مست و خراب را از میخانه بیرون کردند، در حالی که خواجو به ویرانی و خرابهها وارد شد.