شمارهٔ ۱۲۲
هوش مصنوعی: این شعر به این نکته اشاره میکند که تمام گنجهای جهان و زیباییهای ظاهری آنچنان که به نظر میرسند، ارزش حقیقی ندارند. در واقع، زیبایی و ثروت دنیوی در مقایسه با ارزشهای معنوی و روحانی ناچیز هستند. شاعر از نقش و مقامهای دنیوی و تکرار مباحث بیفایده انتقاد میکند و بر این باور است که آزادی و حقیقت از همه چیز مهمترند. در نهایت، او به دنبال معنای حقیقی زندگی است و به بیفایده بودن جستجو در دنیای مادی اشاره میکند.
همه گنج جهان ماری نیرزدگل بستان او خاری نیرزد
هوش مصنوعی: تمامی ثروتهای دنیا به اندازه یک مگس هم نمیارزد، در حالی که گلهای باغ او به یک خار هم نمیارزد.
ببازاری که نقد جان روانسترخی چون زر بدیناری نیرزد
هوش مصنوعی: در یک بازار که جان انسان ارزش واقعی دارد، چهرهای مانند طلا به اندازه یک دینار هم نمیارزد.
اگر صوفی می صافی ننوشدبخاک پای خمّاری نیرزد
هوش مصنوعی: اگر عارف و زاهد از شراب پاکی نچشد، به پای کسی که در خماری است ارزش ندارد.
مرا گر زور و زر داری میازارکه زور و زر بآزادی نیرزد
هوش مصنوعی: اگر تو قدرت و ثروت داری، مرا آزار نده، زیرا هیچ کدام از اینها به اندازه آزادی ارزش ندارد.
خروش چنگ و نای و نغمه زیربآه و ناله ی رازی نیرزد
هوش مصنوعی: صدای سازها و موسیقی، با اینکه دلنشین هستند، در برابر درد و غم ناشی از یک راز، اهمیت چندانی ندارند.
منه دل بر گل باغ زمانهکه گلزارش به گلزاری نیرزد
هوش مصنوعی: دلت را به زیباییهای دنیای گذرا نسپار، چرا که باغ این دنیا به زیباییهای حقیقی نمیارزد.
فلک را از کمر بندان درگاهکله داری کله داری نیرزد
هوش مصنوعی: آسمان و جهان به خاطر مقام و عظمت تو ارزشی ندارد.
در آن خالی که حالی نیست منگرکه از شه مهره شه ماری نیرزد
هوش مصنوعی: در مکانی که هیچ حسی وجود ندارد، به آنچه میبیند توجه نکن؛ چرا که هیچ ارزشی ندارد.
مکن تکرار فقه و بحث معقولچرا کاین هر دو تکراری نیرزد
هوش مصنوعی: به بحثها و قوانین شرعی و منطقی بیهوده نپرداز، زیرا این مباحث تکراری و بیفایدهاند.
برون شو زین نشیمن کاندرین ملکسریر خسروی داری نیرزد
هوش مصنوعی: از این مکان خارج شو، زیرا در این جا مقام و جایگاه سلطنتی نداری که در آن بمانی.
دوای درد خواجو از که جویمکه آن بیمار تیماری نیرزد
هوش مصنوعی: میخواهم بدانم برای درمان دردم به سراغ چه کسی بروم، زیرا آن بیمار به مراقبت و توجه بیشتری نیاز ندارد.