شمارهٔ ۱۲۱
هوش مصنوعی: غزل به عشق و محبت و شیدایی اشاره دارد. شاعر از محبوب با عنوان «یار» یاد میکند و میگوید که برای مستان، یعنی عاشقان، نصیحتی در کار نیست چرا که آنها به این حالت شیدایی عادت کردهاند. او همچنین به زیباییهای محبوب و جادوی افسونگر او اشاره میکند و بیان میدارد که عاشقان برای رسیدن به وصال او از همه چیز میگذرند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که حتی در سختیها و بلاها نیز عشق و محبت نمیمیرد و عاشقان همیشه در جستجوی حضور محبوب هستند.
مستم آنجا مبر ای یار که سر مستاننددست من گیر که این طایفه پر دستانند
هوش مصنوعی: من در آنجا مست و غرق در شوق توام، ای دوست. آنجا نرو که همه مستند و سرخوشند. دست مرا بگیر چون این جمع، افرادی توانا و زبردست دارند.
آن دو جادوی فریبنده افسون سازشخفته اند این دم از آن روی که سرمستانند
هوش مصنوعی: این دو جادوی جذاب و فریبنده در این لحظه خاموش و در خواب هستند، به این دلیل که آنها در حال مستی به سر میبرند.
در سراپرده ی ما پرده سرا حاجت نیستزانک مستان همه طوطی شکر دستانند
هوش مصنوعی: در جایی که ما زندگی میکنیم، نیازی به پرده و حاشیه نیست چون همه افراد آنجا شاد و خوشحال هستند و سخنانی دلنشین و شیرین میگویند.
مهر ورزان که وصالت بجهانی ندهندبا جمال تو دو عالم بجوی نستانند
هوش مصنوعی: عاشقانی که نمیتوانند به وصال تو برسند، با زیبایی تو از دو جهان بهرهای نخواهند برد.
عاشقان با تو اگر زانک بزندان باشندبا گلستان جمالت همه در بستانند
هوش مصنوعی: عاشقان اگر حتی در زندان باشند، با زیبایی تو مثل گلستان هستند و همه در تلاشاند تا از این زیبایی بهرهمند شوند.
زلف و خال تو بخط ملک ختا بگرفتندهندوان بین که دگر خسرو ترکستانند
هوش مصنوعی: مو و خال تو را به خطی زیبا و دلربا تصویر کردهاند. هندیها ببینید که دیگر خسرو به زیباییهایی از سرزمین ترکستان بدل شده است.
زیردستان تهیدست بلاکش خواجوجان ز دستش نبرند ار بمثل دستانند
هوش مصنوعی: زیردستان فقیر و بیچارهای که تحت فشار هستند، جان خواجو را نمیگیرند اگر دستی مانند دستان او داشته باشند.