شمارهٔ ۱۳۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و عطر زلف معشوقش اشاره میکند و از عمق عشق و دل شکستگی خود میگوید. او درخواست میکند که معشوق به کمکش بیاید، زیرا به شدت دچار درد و ناله است. شاعر با اشاره به داستان فرهاد و شیرین، از شور عشق و رنجی که میکشد صحبت میکند و میگوید که محبت و کینه به هم گره خوردهاند. همچنین، او آزادی خود را در بندگی معشوق مقایسه میکند و تأکید میکند که هرچند معشوق از او دور باشد، اما او هرگز فراموشش نخواهد کرد. در انتها، شاعر به احتیاط در ورود به عالم عشق اشاره میکند و میگوید که این راه خطرناک است و ممکن است عواقب جدی داشته باشد.
به بوی زلف تو دادم دل شکسته به بادبیا که جان عزیزم فدای بوی تو باد
هوش مصنوعی: به خاطر عطر زلف تو، دل غمگینم را به باد سپردم. بیا که جان ارزشمندم فدای بوی تو باشد.
ز دست ناله و آه سحر به فریادماگر نه صبر به فریاد من رسد فریاد
هوش مصنوعی: از دلم ناله و آه و فریاد برخاست، اگر کسی به کمک من نیاید، صبرم هم نمیتواند فریادهای مرا خاموش کند.
چو راز من بر هر کس روان فرو میخواندسرشک دیده از این روز چشم من بفتاد
هوش مصنوعی: وقتی که رازهای من برای هر کسی بازگو میشود، اشک از چشمانم میریزد و این حال و روز من است.
هنوز در سر فرهاد شور شیرینستاگرچه رفت به تلخی و جان شیرین داد
هوش مصنوعی: فرهاد هنوز هم در دلش عشق شیرینی دارد، هرچند که با تلخی وداع کرده و جان شیرینش را فدای آن عشق کرده است.
ز مهر و کینه و بیداد و داد چرخ مگویکه مهر او همه کینست و داد او بیداد
هوش مصنوعی: چرخ زمان و سرنوشت را نباید به مهر و کینه ای که در آن وجود دارد نسبت داد. زیرا محبت حقیقی او سرشار از کینه و عدالت او در حقیقت بیداد است.
ببست بر رخ خور آسمان دریچهی بامچو پرده زان رخ چون ماه آسمان بگشاد
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده شده که پنجره بام همچون پردهای بر چهره خورشید پوشیده شده و با باز شدن آن، زیبایی رخسار خورشید مانند زیبایی ماه در آسمان نمایان میشود.
ز بندگی تو دارم چو سوسن آزادیولی تو سرو خرامان ز بندگان آزاد
هوش مصنوعی: من به خاطر محبت و خدمت به تو مثل سوسن آزاد و خرم هستم، اما تو مثل سرو آزاد و بزرگ، از بندگان خود رها هستی.
گمان مبر که ز خاطر کنم فراموشتز پیش میروی اما نمیروی از یاد
هوش مصنوعی: تصور نکن که از ذهنم بیرون رفتهای. هرچند که از مقابل من دور میشوی، اما تو همچنان در یادم باقی میمانی.
ز باد حال تو میپرسم و چو میبینمحدیث باد صبا هست سر به سر همه باد
هوش مصنوعی: از باد حال تو را میپرسم و وقتی میبینم، موضوع صحبت آن باد صباست که تنها درباره تو حرف میزند.
اگر تو داد دل مستمند من ندهیبه پیش خسرو ایران برم ز دست تو داد
هوش مصنوعی: اگر تو به دل من، که دردمند و نیازمند است، توجه نداشته باشی، من از دست تو دل بکنم و به پیش پادشاه ایران بروم.
بر آستان محبت قدم منه خواجوکه هر که پای درین ره نهاد سر بنهاد
هوش مصنوعی: کسی که به درگاه محبت وارد میشود، باید مراقب باشد، زیرا هر کس قدم در این راه بگذارد، به طور جدی درگیر میشود و ممکن است آسیب ببیند.