شمارهٔ ۱۳۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای محبوبش میپردازد و میگوید هر چیزی که به او مربوط است، در سایهی حضور او رنگ میبازد و جان میدهد. طوطی تنها با سخنگویی، طراوت خود را از دست میدهد و دیگر چیزها نیز همچون درختان و گلها در حضور او به خاموشی میگرایند. او به جذبه و تاثیر محبوب بر روی دیگران اشاره دارد و میگوید که هر کسی که به او عشق ورزد، جانی را در پای او فدا میکند. شاعر در نهایت از محبوب خود میخواهد تا با لبخندی، شوق و زیبایی را به او بازگرداند.
طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میردطوبی چو روان گردی بر رهگذرت میرد
هوش مصنوعی: زمانی که طوطی سخن میگوید و تو شکرش را میکنی، گویی زندگی به طعم شیرینتر تبدیل میشود، و وقتی که روح تو در مسیر حق سیر میکند، همان روح به نوعی دیگر میمیرد.
جوزا چو قدح نوشی پیش تو کمر بنددو آندم که قبا پوشی پیش کمرت میرد
هوش مصنوعی: چرا که ستاره جوزا در آسمان مانند جامی است که به تو نزدیک میشود و زمانی که تو لباس خود را میپوشی، آن ستاره به سوی کمر تو میآید و حس میکند که تو در حال آماده شدن هستی.
مشک ختنی هر دم در زلف تو آویزدشمع فلکی هر شب پیش قمرت میرد
هوش مصنوعی: هر لحظه بوی خوش مشک در زلف تو حضور دارد، و هر شب شمع آسمانی در حضور تو خاموش میشود.
کو زنده دلی تا جان در پای تو افشاندکانرا که بود جانی بر خاک درت میرد
هوش مصنوعی: آیا کسی در میان زندهدلها هست که جانش را برای تو فدا کند؟ زیرا کسی که جانش را برای تو ندهد، در برابر درگاه تو مانند مردهای خواهد بود.
ثابت قدم آن باشد کاندر قدمت افتدصاحب نظر آن باشد کاندر نظرت میرد
هوش مصنوعی: پایداری و استقامت کسی واقعی است که در راه تو گام برمیدارد، و فردی که بصیرت و نظر دارد، کسی است که وقتی به تو نگاه میکند، تحت تاثیر قرار میگیرد و میمیرد.
هر زنده ی صاحب دل کز جان خبری داردچون از تو خبر باید پیش خبرت میرد
هوش مصنوعی: هر موجودی که احساس و درک عمیق داشته باشد و از زندگی خود آگاه باشد، زمانی که فهم و شعور تو را درک کند، برای آگاهی از تو و اخبار تو، جان خود را فدای این اطلاع میکند.
ای خسرو بت رویان بگشا لب شیرین تافرهاد صفت خواجو پیش شکرت میرد
هوش مصنوعی: ای شاه دلربایان، لبهای شیرینی خود را بگشایید تا فرهادی که مانند خواجوست، به خاطر زیبایی تو جان بدهد.