شمارهٔ ۱۴۲
هوش مصنوعی: این شعر از زبان عاشقی میگوید که به شدت تحت تاثیر عشق خود قرار دارد. شاعر به زیبایی و تاثیر چشمان معشوق اشاره میکند که مانند تیر و تیغ عمل کرده و قلب او را مینوازد. او از شور و شوقی صحبت میکند که در دل دارد و همچنان از آتش عشق رنج میبرد. همچنین، اشاره به دلهای زخمی و جانهایی که در راه عشق فدا میشوند دارد. در پایان، شاعر به دوری از معشوق و درد و فریاد ناشی از آن میپردازد، به طوری که عشقش نه تنها زندگی او را پر از احساسات میکند بلکه او را به ستوه میآورد.
چون طوطی خطّ تو پر بر شکر اندازدمرغ دل من آتش در بال و پر اندازد
هوش مصنوعی: زمانی که طوطی زیبای خط تو را با شکر آغشته کند، دل من مانند پرندهای که در آتش میسوزد، به شدت دچار آتش عشق و حسرت میشود.
صوفی ز می لعلت گر نوش کند جامیتسبیح بر افشاند سجّاده بر اندازد
هوش مصنوعی: اگر صوفی از می لعل تو جرعهای بنوشد، تسبیحش را به هوا میافشاند و سجادهاش را برمیدارد.
چون تیر زند چشمت سیاره هدف گرددچون تیغ کشد مهرت گردون سپر اندازد
هوش مصنوعی: زمانی که نگاهت مانند تیر به سوی کسی پرتاب شود، او به هدفی تبدیل میشود. و زمانی که محبتت همچون شمشیر برکشد، آسمان به سپری تبدیل میشود تا از آن دفاع کند.
چون غمزه ی خونخوارت بر قلب کمین سازدبس کشته که هر لحظه بر یکدگر اندازد
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و فریبنده تو وقتی بر دل من نظر میاندازند، باعث میشوند که کسانی بسیاری به خاطر عشق تو از پای درآیند، هر لحظه یک نفر به دیگری تقدیم میشود.
آنکس که دلی دارد جان در رهت افشاندوانرا که سری باشد در پات سراندازد
هوش مصنوعی: کسی که دل دارد، جان خود را در راه تو فدا میکند و کسی که تنها به ظاهر توجه دارد، خود را در پای تو میاندازد.
در مهر تو چون لاله رخساره بخون شویماز بسکه دلم هر دم خون در جگر اندازد
هوش مصنوعی: با عشق تو، همچون لاله، چهرهام به خون آغشته میشود، زیرا دلم هر لحظه زخمهای عمیق تری بر جگرم میزند.
عقل از سر نادانی با عشق نیامیزدبا شیر ژیان آهو کی پنجه در اندازد
هوش مصنوعی: عقل در شرایط نادانی نمیتواند با عشق ارتباط برقرار کند، همانطور که یک آهو نمیتواند با شیر درندهای مانند شیر جنگل مقابله کند.
آن لحظه که باز آید پیش نظرش میرمکاخر چو مرا بیند بر من نظر اندازد
هوش مصنوعی: زمانی که دوباره او را ببینم، مطمئناً با نگاهی به من خواهد نگریست.
فرهاد صفت خواجو دور از لب شیرینتفریاد و فغان هر دم در کوه و در اندازد
هوش مصنوعی: فرهاد که به خاطر لب شیرین معشوقش دلتنگ و غمگین است، هر لحظه در کوه و دشت ناله و فریاد سر میدهد.