شمارهٔ ۱۴۷
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت زلف و چهره محبوب اشاره دارد و احساس عاشقانه شاعر را بیان میکند. شاعر از تاریکی و زیبایی زلف معشوق میگوید و اینکه چهرهاش شبیه گلهای خوشبوی نرگس است. او در غم و درد عشق غوطهور است و به تاثیر چشمان معشوقش بر خود اشاره میکند، که همواره او را بیدار و پر از اشتیاق نگهمیدارد. از نمادهای مذهبی مثل کعبه و مسجد نیز استفاده میکند تا عشقش را مقدستر جلوه دهد و در نهایت به جستجوی آرامش و درمان در این عشق اشاره میکند.
زهی تاری زلفت مشک تاتارگل روی تو برده آب گلنار
هوش مصنوعی: به زیبایی و جذابیت موهای تیرهات میافتم که بوی خوشی چون مشک دارد، و چهرهی زیبایت همچون گل، آب و لطافت را از گلنار میگیرد.
از آن پوشم رخ از زلفت که گویندنمی باید نمودن زر بطرّار
هوش مصنوعی: من چهرهام را از زلف تو پنهان میکنم، زیرا میگویند که نباید طلا را در دست مردی دلقک به نمایش گذاشت.
بود بی لعل همچون ناردانتدلم پر نار و اشکم دانه ی نار
هوش مصنوعی: دل من مثل میوهی نارنجی است که بیلانهی لعل، پر از نارنج و اشکهایش همچون دانههای نار است.
اگر ناوک نمی اندازد از چیستکمان پیوسته بر بالین بیمار
هوش مصنوعی: اگر تیر و کمان نشانه نمیزنند، پس چرا کمان همیشه بالای سر بیمار است؟
چو عین فتنه شد چشم تو چونستکه دائم خفته است و فتنه بیدار
هوش مصنوعی: وقتی که چشم تو به مانند چشمهای از فتنه و آشفتگی است، چطور ممکن است که همیشه خواب باشد در حالی که فتنه و آشوب همواره بیدار است؟
دو چشم سیل بار و روی زردمشد این رود آور و آن زعفران زار
هوش مصنوعی: چشمهایم پر از اشک و حالتم زرد و پریشان است، مانند رودخانهای که با آب هایش میریزد، در حالی که زعفران زار به زیبایی خود ادامه میدهد.
مرا بت قبله است و دیر مسجدمرا می زمزمست و کعبه خمّار
هوش مصنوعی: معبود مورد علاقهام همانند قبلهای برای من است و عشق من به او مانند زمزم و حس شیرینیاش از کعبه نیز فراتر میرود.
دل پر درد را دردست درمانتن بیمار را رنجست تیمار
هوش مصنوعی: دل پر از درد نیاز به درمان دارد، اما برای بدن بیمار، مراقبت و توجه فقط منجر به رنج میشود.
چو انفاس عبیر افشان خواجوندارد نافه ئی در طبله عطّار
هوش مصنوعی: تنفسهای خوشبو مانند عطری که خواجو دارد، در میان عطاران ناشناخته است.