شمارهٔ ۱۵۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و نیاز انسانی به روحانیت و زیباییهای معنوی است. شاعر خود را به عنوان محمود معرفی میکند و ایاز را نماد خدمت و عشق به یک سلطان میداند. او به مراسم مذهبی و نماز اشاره میکند و نیاز به عشق را برتر از مراسم ظاهری میداند. همچنین به عشق و زیبایی در طبیعت اشاره میشود و شاعر بر این باور است که مذهب واقعی عشق به خوبان و زیباییهاست. در نهایت، شعری از دلگداز و مجلسی پر از شور و شوق به یاد میآورد و از عشق عمیق و بیپایان سخن میگوید.
بنده محمودست و سلطان در ره معنی ایازکار دینداران نمازست و نماز ما نیاز
هوش مصنوعی: من تابع و بنده محمود هستم و در دنیا، ایاز به عنوان خدمتکار وی شناخته میشود. کار افرادی که به دین و مذهب پایبند هستند، برقراری نماز است، اما نماز من تنها یک نیاز و خواسته شخصی است.
ایکه از بهر نمازت گوش جان بر قامتستقامتی را جوی کاید سرو پیشش در نماز
هوش مصنوعی: برای نمازت روح و جانت را آماده کن و در پی کسی بگرد که قامتش مانند سرو است و در این حال در نماز ایستاده است.
گر ز دست ساقی تحقیق جامی خورده ئیمی پرستی را حقیقت دان و هستی را مجاز
هوش مصنوعی: اگر از دست ساقی (مهماندار) جامی نوشیدهای، بدان که می پرستی (شرابنوشی) را باید واقعی و وجودی بدانید و هستی (وجود) را تنها چیزی مجازی و غیرواقعی تصور کن.
حاجیان چون روی در راه حجاز آورده اندمطرب عشّاق گو بنواز راهی از حجاز
هوش مصنوعی: زمانی که حاجیان به سوی حجاز رهسپار میشوند، ای نوازنده، نغمهای بنواز که عشق را به تصویر بکشد و آن مسیر را زنده کند.
هر گروهی مذهبی دارند و هر کس ملتیمذهب ما نیست الا عشق خوبان طراز
هوش مصنوعی: هر گروهی معتقد به یک مذهب خاص هستند و تنها عشق به انسانهای نیکو میتواند ما را به یک دیگر نزدیک کند و از دیگر مذاهب جدا کند.
پیش رامین هیچ گل ممکن نباشد غیر ویسپیش سلطان هیچکس محمود نبود جز ایاز
هوش مصنوعی: در حضور رامین، هیچ گلی نمیتواند باشد، مانند اینکه در حضور سلطان، هیچ کس به جز ایاز، محمود نیست.
سوختیم ای مطرب بربط نوار چنگ زنساز را بر ساز کن و امشب دمی با ما بساز
هوش مصنوعی: ما در آتش عشق میسوزیم، ای نوازنده، چنگ را به آواز درآور و امشب لحظاتی را با ما بگذران.
بلبل دلسوز بین از ناله ی ما در خروششمع بزم افروز بین از آتش ما در گداز
هوش مصنوعی: بلبل دلسوز به خاطر نالههای ما در حال ناله و غمگینی است و شمعی که در میهمانی میافروزد، از عشق و درد ما در حال ذوب شدن است.
ای خوشا در مجلس روحانیان گاه صبوحدلنوازان عود سوز و پرده سازان عود ساز
هوش مصنوعی: ای کاش در محفل عارفان و روحانیون، لحظاتی به خوشی و لذت بگذرانیم، جایی که نوازندگان با عود نغمههای دلنواز مینوازند و هنرمندان با نواختن پردههای موسیقی، دلها را شاد میکنند.
گفتمش باز آ که هر شب چشم من بازست گفتمرغ وصلم صید نتوان کرد با این چشم باز
هوش مصنوعی: به او گفتم برگرد که هر شب چشمانم به انتظار تو باز است. او در پاسخ گفت که پرنده وصالم نمیتواند با این چشمان باز صید شود.
باز پرسیدم ز زلفش کز چه رو آشفته ئیگفت خواجو قصّه ی شوریدگان باشد دراز
هوش مصنوعی: سؤالی از معشوقهام کردم که چرا موهایش در هم رفته و آشفته است. او پاسخ داد که این داستان به بلای عشق و دیوانگی مربوط میشود و خیلی طولانی است.