شمارهٔ ۱۹۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر درباره تجربه عشق و مستی ناشی از آن صحبت میکند. او بیان میکند که از سویی هشیار و از سویی دیگر مست است و برای عشق محبوبش به در خانهاش آمدهاند. این عشق را همچون بادهای از لبان محبوب میبیند که او را به یاد عهد الست میاندازد و باعث میشود تا از دنیا و خود فاصله بگیرد. شاعر به عشق و غم ناشی از آن اشاره میکند و به نوعی تسلیم و افتادگی در برابر محبوبش را نشان میدهد. او همچنین بیان میکند که در دنیای عشق، ظواهر ممکن است گمراهکننده باشد و با وجود تلاشهای زیاد، هنوز در پی محبوبش هست. در نهایت، تاکید میکند که نمیتوان از سرمستی و عشق به آسانی گذشت و همیشه در این حالت باقی میماند.
باز هشیار برون رفته و مست آمده ایموز می لعل لبت باده پرست آمده ایم
هوش مصنوعی: باز هوشیار شدهام و به بیرون آمدهام، در حالی که به مستی افتادهام. از شراب لب های سرخ تو به شوق و حال خوش آمدهام.
تا ابد باز نیائیم از پی آنکمست جام لبت از عهد الست آمده ایم
هوش مصنوعی: ما برای همیشه بازنخواهیم گشت، چرا که به خاطر نوشیدن جام لبهای تو، از زمان عهد الست به اینجا آمدهایم.
از درت بر نتوان خاست از آنروی که مابر سر کوی تو از بهر نشست آمده ایم
هوش مصنوعی: از در خانهات نمیتوانیم بلند شویم زیرا ما به خاطر تو و برای نشستن در خیابان تو آمدهایم.
با غم عشق تو تا پنجه در انداخته ایمچون سر زلف سیاهت بشکست آمده ایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق تو با غم و اندوه دست و پنجه نرم کردهایم و حالا که زلف سیاه تو شکسته شده، به اینجا آمدهایم.
سر مادار که سر در قدمت باخته ایمدست ما گیر که در پای تو پست آمده ایم
هوش مصنوعی: ما همه چیز خود را در پای تو فدای تو کردهایم، پس دست ما را بگیر که در پیشگاه تو حقیر و کوچکتر از آن هستیم که به تو نزدیک شویم.
بر سر کوی تو زینگونه که از دست شدیظاهر آنستکه آسانت بدست آورده ایم
هوش مصنوعی: در کوچه و خیابان تو، به این شکل که از عشق و محبت دچار شدم، مینماید که آنچه به راحتی به دست آمده، خیلی کمارزش است.
عیب سرمستی خواجو نتوان کرد چو ماباز هشیار برون رفته و مست آمده ایم
هوش مصنوعی: نمیتوان عیب و نقص خوشحالی و شادابی خواجو را برطرف کرد چرا که ما بعد از اینکه هوشیار شدهایم، دوباره به حالت سرمستی و شادی برگشتهایم.