شمارهٔ ۲۰۰
هوش مصنوعی: این شعر ابراز احساسات عمیق شاعر درباره بلایی است که از عشق و ناکامی برایش پیش آمده است. شاعر از درد و رنجی که به خاطر عشقش متحمل شده، سخن میگوید و خود را در شرایطی بحرانی و ناامید توصیف میکند. او به دلتنگی و ناتوانیاش در برابر این عشق اشاره میکند و به دیگران میگوید که در چه وضعیتی قرار دارد. شاعر همچنین از شکست و سقوط خود در عشق مینالد و میگوید که چگونه به دور از عشق و محبوبش افتاده است. در نهایت، او از قضا و قسمت شکایت میکند و به ناچار بودنش در این وضعیت اعتراف میکند.
من ز دست دیده و دل در بلا افتادهامای عزیزان چون کنم چون مبتلا افتادهام
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و درد و رنجی که از دل و دیدهام دارم، در سختی و مشکلات فرو رفتهام. ای عزیزان، چه باید بکنم چونکه به بلای عشق گرفتار شدهام؟
هردم از چشمم چو اشک گرمرو راندن که چهتا چه افتادست کز چشم شما افتادهام
هوش مصنوعی: هر لحظه از چشمانم اشک میریزد و اصرار دارم که بدانم چه بر سر من آمده است که از نظر شما دور افتادهام.
کی بود برگ من آن نسرینبدن را کاین زمانهمچو بلبل در زمستان بینوا افتادهام
هوش مصنوعی: چه کسی چهرهی محبوب من را همچون گل نسرین میداند که اکنون من مانند یک بلبل در زمستان، بیصدا و غمگین افتادهام؟
گرچه هرکو میخورد از پا درافتد عاقبتمن چو دور افتادهام از می چرا افتادهام
هوش مصنوعی: هر کس که نوشیدنی مصرف کند، در نهایت به زانو درمیآید و میافتد. اما من که از می دور شدهام، چرا باید به زمین بیفتم؟
با کسی افتاد کارم کو ز کارم فارغستبنگرید آخر که از مستی کجا افتادهام
هوش مصنوعی: من با کسی درگیر شدهام که خود را از کارهایش رها کرده است. حالا نگاه کنید که من از کجا و به چه میزان در مستی افتادهام.
ای که گفتی گر سر این کار داری پای داردست گیر اکنون که از دستت ز پا افتادهام
هوش مصنوعی: ای کسی که گفتی اگر به این کار میپردازی، باید پای در میان داشته باشی و کمک کنی، حالا که من از پا افتادهام و نیاز به یاریات دارم، چرا کمک نمیکنی؟
آتش مهرم چو در جان شعله زد گرمی مکنگرچه ذرّه زیر بامت از هوا افتادهام
هوش مصنوعی: وقتی عشق من مانند آتش در وجودم شعلهور میشود، خواهش میکنم که نگو گرما نکن، حتی اگر من به اندازه یک ذره از عشق تو پایینتر از جایگاه تو باشم.
میروی مجموع و من پیوسته همچون گیسویتاز پریشانی که هستم در قفا افتادهام
هوش مصنوعی: تو به زیبایی و هماهنگی خود ادامه میدهی، در حالی که من همچنان از بینظمی و درهمریختگیام در پسزمینه نشستهام.
قاضی ار گوید که خواجو چون درین کار اوفتادگو مکن آن کار کز حکم قضا افتادهام
هوش مصنوعی: اگر قاضی بگوید که خواجو، وقتی در این مشکل افتادهای، این کار را نکن، من میگویم که من از حکم قضا خارج شدهام.