شمارهٔ ۱۹۹
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و هوای خود در لحظات عاشقانه میپردازد. با صدای مرغ صبح، زمانی برای نوشیدن باده و لذت بردن از زندگی فرا میرسد. او بر این باور است که بینوشی نمیتواند به یادگار طعم خوش زندگی باشد. دل او از دوری معشوق آرام نمیگیرد و چون مرغی وحشی در جستجوی دانهای است که به دام افتاده است. او خود را در حالتی سرمست و سرگشته توصیف میکند و از این میگوید که نامی برای عاشق شوریدهاش وجود ندارد. در نهایت، شاعر از عشق و ضرورت نوشیدن باده به عنوان نشانههایی از زندگی و شادی یاد میکند.
برآمد بانگ مرغ و نوبت بامکنون وقت میست و نوبت جام
هوش مصنوعی: صدای مرغ بلند شد و صبح فرا رسید. اکنون زمان نوشیدن شراب است و زمان لذت بردن از آن.
چو کار پختگان بی باده خامستبدست پختگان ده باده خام
هوش مصنوعی: وقتی که آشپزها کار خود را بدون شراب انجام میدهند، کارشان خام و ناقص است. پس بهتر است به آنها شراب بدهیم تا کارشان بهتر و کاملتر شود.
بهر ایامی این عشرت دهد دستبگردان باده چون با دست ایام
هوش مصنوعی: برای لذت بردن از زندگی و روزهای خوش، باید مانند لحظهای که با دست روزگار میچرخد، باده را به دور خود بچرخانی و از آن بهرهمند شوی.
لبش خواهی بناکامی رضا دهکه کس را بر نیاید زان دهان کام
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از لبانش لذتی ببری، باید به او رضا بدهی؛ زیرا هیچکس نمیتواند از آن دهان لذت ببرد.
من شوریده را معذور داریدکه بر آتش نشاید کردن آرام
هوش مصنوعی: لطفاً به حال من بیخبر و دیوانهام رحم کنید؛ زیرا در میان آتش، آرام شدن ممکن نیست.
دلم کی در فراق آرام گیردبود آرام دل وصل دلارام
هوش مصنوعی: دل من در دوری و جدایی آرام نخواهد شد، چرا که تنها در کنار محبوبم به آرامش میرسد.
منم دور از تو همچون مرغ وحشیببوی دانه ئی افتاده در دام
هوش مصنوعی: من از تو دورم و مانند پرندهای هستم که به دانهای در دام افتاده است. این بیانگر احساس ناامیدی و بندگی من در غیاب توست.
ز سرمستی برون از روی و مویتنه از صبح آگهی دارم نه از شام
هوش مصنوعی: به خاطر شادی و شگفتیام، نه از زیبایی تو مطلع هستم و نه از صبحها و شامها خبر دارم.
قلم در کش چو بینی نام خواجوکه نبود عاشق شوریده را نام
هوش مصنوعی: وقتی قلم را بر کاغذ میکشی و نام خواجو را مینویسی، به یاد داشته باش که عاشق دیوانهای مانند او هرگز نیازی به نام ندارد.