شمارهٔ ۲۴۲
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف، تاثیر عمیق عشق را بر دل و روح خود بیان میکند. او عشق را به دریا و حالتی مستغرق و گرانبار توصیف کرده و زیباییهای محبوبش را با تصاویری چون آتش در آب و گلهای نرگس و سنبل مقایسه میکند. در نهایت، شاعر از غم و متاثر بودن خود از معشوق صحبت میکند و به شدت احساسی عمیق را نسبت به عشق و دلتنگی شهریار خود ابراز مینماید.
آتش اندر آب هرگز دیده ئیعنبر اندر تاب هرگز دیده ئی
هوش مصنوعی: آیا هرگز آتش را در آب دیدهای؟ یا عطر خوش عنبر را در تابی (حرکتی) غیرعادی دیدهای؟
چون دهان بر لعل شورانگیز اوپسته و عنّاب هرگز دیده ئی
هوش مصنوعی: هرگز دیدهام که دهانش به شیرینی لعل و طعم پسته و عناب باشد.
شد نقاب عارضش زلف سیاهشام بر مهتاب هرگز دیده ئی
هوش مصنوعی: نقاب (پوشش) روی چهره او مانند زلفهای سیاه شب است که بر روی ماه روشن افتاده است و هرگز دیده نمیشود.
سنبل پرتاب هرگز چیده ئینرگس پر خواب هرگز دیده ئی
هوش مصنوعی: گل سنبل را هرگز نمیتوان به صورت پرتابی چید و نرگس خوابآلود را نیز هرگز مشاهده نکردهای.
نرگسش در طاق ابرو خفته استمست در محراب هرگز دیده ئی
هوش مصنوعی: نرگس او در زیر قوس ابروهایش خوابیده است و در حالت مستی در جایگاه عبادت هرگز دیده نمیشود.
شد دلم مستغرق دریای عشقذرّه در غرقاب هرگز دیده ئی
هوش مصنوعی: دل من در عشق غرق شده است، مانند ذرهای که در آب غرق میشود، هرگز چنین حالتی را تجربه نکردهام.
در غمش خواجو چو چشم خونفشانچشمه ی خوناب هرگز دیده ئی
هوش مصنوعی: در اندوه او، چشمانم مثل چشمهای مملو از خون جاری شدهاند، هرگز هیچ چشمی اینگونه نگریسته نیست.