شمارهٔ ۲۴۵
هوش مصنوعی: این شعر، عاشقانهای است که در آن شاعر از زیبایی و جذبه معشوق خود سخن میگوید. او معشوق را به زهره و مشتری تشبیه کرده و زیباییاش را مانند لعل و گوهری ارزشمند توصیف میکند. شاعر به سحر و جادوگری معشوق اشاره میکند و میگوید که عشق او چنان قدرتی دارد که میتواند دلها را تسخیر کند. او از حال و روز خود در عشق صحبت میکند و از زیبایی معشوق میگوید که حتی دلهای شکسته را هم به جنبش درمیآورد. در نهایت، شاعر خواجو به وصف لعل و زیبایی معشوق پرداخته و شعرش را درخشان و گوهرآسا میداند.
ای مهر ماه روی ترا زهره مشتریبر مشتریت پرده ی دیبای ششتری
هوش مصنوعی: ای ماه زیبای من، چهرهی تو همچون زهره است و زیباییات از همه زیباتر و دلرباتر به نظر میرسد.
لعلت نگین خاتم خوبی وصف زدهبرگرد روی خوب تو هم دیو و هم پری
هوش مصنوعی: انگشترت که نگینش مثل گوهر سرخ است، زیباییات را توصیف میکند، اما بر روی چهرهی زیبایت هم هم جادو و هم سحر وجود دارد.
در ساحری اگر ز جهان بر سر آمدستگاویست پیش آهویت این لحظه سامری
هوش مصنوعی: در جادوگری اگر چیزی به پایان رسیده باشد، به یاد داشته باش که در این لحظه، یک گاو در مقابل توست که نمادی از گمراهی و فریب است.
چون چشم چشم بند تو در خاطرم فتادبنمود طبع من ید بیضا بساحری
هوش مصنوعی: وقتی چشمهای تو در ذهنم حضور پیدا کرد، استعداد من به گونهای نمایان شد که گویی جادوگری با دست سپیدش، قدرتی خاص را به من بخشیده است.
گر ننگری بچشم عنایت بسوی منبینی تنم ز مهر هلالی چو بنگری
هوش مصنوعی: اگر با چشم توجه به من بنگرید، خواهید دید که جسم من از عشق و محبت به شکل هلالی آراسته شده است.
آن دل که من بملک دو عالم نداد میبردی بدلبری زمن آیا چه دلبری
هوش مصنوعی: دل من که حاضر نشد به دو جهان تقدیم شود، آیا تو که اینقدر دلبری میکنی، میتوانی آن را از من بربایی؟
تا شد درست روی من دلشکسته زرپیدا شدست رونق بازار زرگری
هوش مصنوعی: هنگامی که دل شکسته من بهبود یافت، ثروت و رونق در زندگیام به وجود آمد.
خواجو چو وصف لعل گهر پرور تو کردبشکست قدر شعر چو لولوی جوهری
هوش مصنوعی: خواجو وقتی که تو را توصیف کرد، ارزش شعرش مانند لولوی گرانبها از بین رفت.