شمارهٔ ۲۵۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره اهمیت روح و علم نسبت به جسم و دنیای مادی صحبت میکند. شاعر میگوید که باید از وابستگی به جنبههای مادی زندگی رها شویم و به علم و روحانیت بپردازیم. او به تشبیه مستی میپردازد و دعوت میکند تا در جمعی از مستان (عاشقان) حضور یابیم و از زیباییهای روحانی لذت ببریم. همچنین، اشاره دارد که نباید فریب ظاهرسازیها و دنیا را خورد و بر لزوم آگاهی و شناخت تاکید میکند. در نهایت، شاعر مردم را به ترک جهل و پایبندی به انسانیت و حقیقت دعوت میکند.
دلا بر عالم جان زن علم زین دیر جسمانیکه جانرا انس ممکن نیست با این جن انسانی
هوش مصنوعی: ای دل، به دنیای مادی اهمیت نده و روح خود را به علم و معرفت مشغول کن، زیرا ارتباط روح با این جسم مادی ممکن نیست و نمیتوان به آن دل بست.
در آن مجلس چو مستانرا ز ساغر سرگردان بینیسبک رطل گران خواه از سبک روحان روحانی
هوش مصنوعی: در آن مجلس وقتی دیده میشود که مستان با ساغر به سرگردانی مشغولند، به خاطر داشته باش که حتی اگر کسی سبکتر از وزنههای سنگین باشد، ممکن است از روحانیون و افرادی با روحیهی لطیف و آزاد هم بیشتر احساس خوبی داشته باشد.
سماع انس می خواهی بیا در حلقه ی جمعیکه در پایت سرافشانند اگر دستی برافشانی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال نزدیکی و آرامش هستی، به جمع افرادی بیاموز که در حضور تو زانو میزنند و خود را در خدمت تو قرار میدهند. اگر دستت را برای مشارکت و محبت دراز کنی، به تو پاسخ مثبت خواهند داد.
چرا باید که وامانی بملبوسی و ماکولیاگر مرد رهی بگذر ز بارانی و بورانی
هوش مصنوعی: چرا باید در تنگنا و مشکلات بمانیم، وقتی که اگر مردی در راهی قرار بگیرد، میتواند از باران و طوفان عبور کند؟
سلیمانی ولی دیوان بدیوان تو بر کارندبگو تا بشکند آصف صف دیوان دیوانی
هوش مصنوعی: سلیمان، ولی و پیغمبر، بر دیوان تسلط دارد. به او بگو تا آصف، فرماندار او، صف دیوان را بشکند و آنها را نابود کند.
برون از جهل بوجهلی نبینم هیچ در ذاتتازین پس پیش گیر آخر مسلمانی سلمانی
هوش مصنوعی: از نادانی و جهل بیرون نروم، زیرا در ذات تو چیزی نمیبینم. از این پس، قبول کن که مسلمانی مانند سلمانی است.
بملک جم مشو غرّه که این پیران روئین تنبدستانت بدست آرند اگر خود پور دستانی
هوش مصنوعی: به پادشاهی جم مغرور نباش، چرا که این سالخوردگان نیرومند با دستان خود تو را در صورت نیاز به سراغ خواهند آورد، اگر خود فرزندانی نیرومند داشته باشی.
اگر رَهبان این راهی و گر رُهبان این دیریچو دیارت نمی ماند چه رُهبانی چه رَهبانی
هوش مصنوعی: اگر راهب این مسیر باشی یا راهب این صومعه، اگر دیار تو باقی نماند، چه فایدهای دارد که تو راهب باشی؟
رود هم عاقبت بر باد شادروان اقبالتاگر زیر نگین داری همه ملک سلیمانی
هوش مصنوعی: در نهایت، حتی اگر خوشبختی و سعادت تو مانند رود جاری باشد، اگر همه چیز را نیز برای خود داری و در اوج قدرتی چون سلیمان، باز هم اینها ماندنی نیستند و ممکن است به باد بروند.
چو می بینی که این منزل اقامت را نمی شایدعلم بر ملک باقی زن ازین منزلگه فانی
هوش مصنوعی: زمانی که میبینی این جهان ماندگار نیست، بهتر است که علم و دانش خود را بر جایگاه پایدارتر و دائمی بنا کنی و از این مکان زودگذر دوری گزینی.
چو خواجو بسته ئی دل در کمند زلف مهررویاناز آنرو در دلت جمعست مجموع پریشانی
هوش مصنوعی: وقتی خواجو دلش را در دام موهای زیبای معشوق بسته، بنابراین در دل تو هم اضطراب و آشفتگی جمع شده است.