شمارهٔ ۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وقت سحر اشاره میکند و از شادابی و لذت زندگی صحبت میکند. او از معشوق خود میخواهد که جامی از شراب بیاورد تا در این لحظه خاص بتوانند از آن لذت ببرند. شاعر به حسرتهای خود نیز اشاره میکند و بیان میکند که عشق او روزی خاص بود اما اکنون به امری عمومی تبدیل شده است. او از گذر زمان و بیثباتی آن شکایت دارد و از معشوقش میخواهد که در این لحظه زندگی را غنیمت بشمارد و با دلخوشی به سر کند.
وقت سحرست و نوبت بامآمد گَهِ عیش و نوبت جام
هوش مصنوعی: زمان سحر است و وقت بامداد فرا رسیده؛ زمانی است برای لذت بردن و نوشیدن.
ای لعبت سیمبر بیاوراز ساغر زر شراب زرفام
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، بیا و با جام طلایی، شراب زرق و برقدار را به ما بده.
آن باده ی پخته ده که حیفستمی پخته و ما بدین صفت خام
هوش مصنوعی: به ما آن نوشیدنی خوب و گوارا را بده که افسوس میخورد و ما هنوز در این حال ناپخته و خام هستیم.
بنمای ز مطلع صراحیدر وقت سحر ستاره ی بام
هوش مصنوعی: در زمان سحر، ظرف می را به نمایش بگذار و ستارهای را که در آسمان صبح درخشان است، نشان بده.
شاهد غرضست ور نه در خلدآرام کراست بی دلارام؟
هوش مصنوعی: اگر معشوقهای در کار نباشد، بهشت و آرامش چه معنایی دارد؟ وقتی دل شاداب و آرامی وجود ندارد، چه فایدهای از زندگی در نعمتها و خوشیهاست؟
چون خار بود بچشم رامینگل بی رخ ویسه ی گل اندام
هوش مصنوعی: چون رامین چهره ی زیبای ویسه را نمی بیند، او برایش مانند خاری در چشم می آید.
ز ایام شکایتی که دارمگویم همه یک به یک به ایام
هوش مصنوعی: از روزگارهایی که شکایت دارم، همه را یکی یکی برای تو میگویم.
عشق تو که خاص از آن ما بودامروز شدست در جهان عام
هوش مصنوعی: عشق تو که قبلاً تنها و مخصوص ما بود، اکنون به یک حس عمومی و فراگیر در جهان تبدیل شده است.
در دام زمانه چند باشیرو جام شراب گیر مادام
هوش مصنوعی: هرچند در تنگنای زمان قرار داری، اما همیشه میتوانی از لذت زندگی لذت ببری و به آنها بپردازی.
از دست مده می مغانهوز چنگ منه نی و چغانه
هوش مصنوعی: به هیچوجه فرصت نوشیدن می را از دست نده و از ساز و نغمههای خوش کهن غافل مشو.
شعر ناقص تایپ شده است (تصحیح سهیلی خوانساری صفحهٔ ۵۱۲)
هوش مصنوعی: شعر به طور ناقص تایپ شده است.