تناجی
خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۴

دل در پی آن یار پسندیده برفتجان با دل پر خون جفا دیده برفت
اشکم که روان گشت وز پیشم بدویدتا من مژه بر هم زدم از دیده برفت