شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و وابستگی به معشوق میپردازد. او میگوید که دل او جز شادی و لذت از حضور معشوق چیز دیگری نمیخواهد و هیچ چیز دیگری برای او ارزش ندارد. همچنین به وعدههای معشوق اشاره میکند و بیان میکند که این وعدهها نیز مانند کمر او، در واقع بیمعنا هستند و هیچ فایدهای برای او ندارند.
دل جز دهن تو کام جان هیچ نداشتجز مو زمیان تو نشان هیچ نداشت
هوش مصنوعی: دل هیچ شوقی جز لبان تو نداشت و جز زیبایی تو هیچ نشانهای را نمیشناخت.
دیدیم که هر وعده که دادی ما راهمچون کمر تو در میان هیچ نداشت
هوش مصنوعی: ما متوجه شدیم که هر قولی که به ما دادی، مانند کمر تو که در میان هیچ است، بیارزش بود.