تناجی
خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۴۰

کی چون خط سبزت شب تاری بودستیا بر سمن از مشک غباری بودست
کامروز بطعنه با رخت می گویدپیش از من و تو لیل و نهاری بودست