شمارهٔ ۴۷
هوش مصنوعی: در این شعر، هنگامی که پسر کوفه از خواب بیدار میشود، به شاعر اشاره میکند که استادش حضور دارد و از او میخواهد که بگذرد. شاعر از غم خود میگوید که چهرهاش مانند زر درخشان شده است و پسر پاسخ میدهد که کار آنها به زودی درست خواهد شد، مانند طلا.
دوش آن پسر کوفه گر چون برخاستمی کرد اشارتم که استاد اینجاست
هوش مصنوعی: دیروز آن پسر کوفی که با من بود، وقتی بلند شد به من اشاره کرد که استاد اینجا حضور دارد.
یعنی بگذر
هوش مصنوعی: بگذارید که همه چیز از سر بگذرد و ادامه دهید.
گفتم ز غمت رنگ رخم چون زر شدگفتا که بسیم کار ما گردد راست
هوش مصنوعی: گفتم که از ناراحتی تو، رنگ صورتم مثل طلا شده است. او پاسخ داد که این فقط مربوط به کار ماست و درست خواهد شد.
ماننده ی زر
هوش مصنوعی: شما مانند طلا هستید.