شمارهٔ ۶۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او ابراز میکند که زیبایی معشوقش فراتر از درک و فهم انسانی است و دلش به خاطر زلفهای او اسیر شده است. در پایان، از خداوند درخواست میکند که در شبهای غریب و تنهاییاش، حالش را بدانند.
ای آنک دلم در غم عشقت خونستحسن تو ز ادراک خرد بیرونست
هوش مصنوعی: ای آنکه دل من از عشق تو پر از غم است، زیبایی تو فراتر از درک و فهم عقلانی است.
در زلف تو بیچاره اسیرست دلمیا رب که در آن شام غریبان چونست
هوش مصنوعی: دل من به زلف تو گرفتار شده است، ای خدا، در آن شبهای غمگین چه حسی دارد؟