تناجی
خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۷۹

گر اهل دلی ای دل دیوانه مستدر دامن یار زن بهر حالی دست
ور هست یقین که یار در عالم نیستانگار که نیست هر چه در عالم هست