شمارهٔ ۹۴
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات درد و ناامیدی شاعر در فقدان معشوق میپردازد. شاعر اشاره میکند که آن کسی که روشنایی بخش زندگی و جمع ما بود، رفت و حالا با رفتن او، روزها تیره شدهاند. همچنین اشاره به داود و ماه او دارد و به نوعی از نگرانی و غم برای از دست دادن زیبایی و مهر معشوق سخن میگوید.
آن فتنه کن شمع جمع ما بود برفتوان ماه که مهر ما بیفزود برفت
هوش مصنوعی: آنجا که شمع نور افشانی میکرد و گرما و روشنایی میآورد، اکنون خاموش شده است. آن ماهی که همیشه محبت و دوستی ما را افزایش میداد نیز دیگر در دسترس نیست و از ما دور شده است.
داود چو بی رخش نبودی روزیاکنون چکند که ماه داود برفت
هوش مصنوعی: داود وقتی که در کنار او حضور نداشت، نمیدانست که اکنون چه اتفاقی میافتد؛ چرا که حضور او مانند ماهی در زندگیاش بود که دیگر رفته است.