شمارهٔ ۱۳۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره دوری و هجران معشوق است. شاعر میگوید هرچند بین آنها فاصلهای وجود دارد، اما عشق و وصال او در دلش باقی مانده است. او longing میکند که حتی اگر دست از او بکشد، همچنان عشقش را احساس کند و این وابستگی در جانش باقی بماند. شاعر همچنین به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که زیبایی او، بر گردن او، همچنان بار سنگینی دارد که نمیتواند به راحتی فراموش کند.
تا هجر تو با منش وصالی باشدگر دست رها کند خیالی باشد
هوش مصنوعی: تا زمانی که دوری تو از من به وصل تبدیل نشود، اگر خیال تو رها شود، من هم دست از انتظار میکشم.
از دامن من
هوش مصنوعی: از دامان من دور نشو و به سوی من بازگرد.
از ساعد سیمین کمری ساز مراور زانک ترا ازین وبالی باشد
هوش مصنوعی: از ساعد باریک و لطیف تو برایم کمری بساز، زیرا اینکه ممکن است از این باری که به دوش دارم، رهایی پیدا کنم.
در گردن من
هوش مصنوعی: گردن من پر از زردی است.