تناجی
خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۷۳

گفتم جانم گفت بمیر ار مردیگفتم مردم گفت که نیکو کردی
گفتم چشمم گفت که بس بی آبیگفتم نفسم گفت مکن دم سردی