تناجی
خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۸۱

بودی که کسی از تو نشانم دادیتا خون دلم ز دیده باز استادی
یک روز میان من و اندوه فراقیا رب چه بدی اگر فراق افتادی