شمارهٔ ۲۹۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف لحظاتی در باغ و محیطی دلانگیز میپردازد. او از این که در کنار دوستانش در پردهسرای (محلی برای استراحت و خوشگذرانی) حضور دارد، میگوید. در ادامه، به بازی و دوستی اشاره میکند و به طور خاص از لحظهای یاد میکند که به خاطر دوستی و بازی، از پای در میآید و به زمین میافتد.
رفت آنک بباغ و راغ کردیمی جایبودیم بهر پرده سرا پرده سرای
هوش مصنوعی: رفتیم به باغ و ییلاق، جایی بودیم که برای استراحت و تنهایی مناسب بود.
کان پای که پایمرد بودی ما رازین دست ز دستش اوفتادم از پای
هوش مصنوعی: من زمانی که تو پایمرد و استواری بر روی پا بودی، از همین دست که تو را گرفتم، به زمین افتادم.