شمارهٔ ۱۲ - فی الموعظه
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی ناپایداری دنیا و بیفایده بودن财富 و قدرت میپردازد. شاعر با اشاره به قدرت سلیمان و ثروت قارون، بر آن است که این امور در برابر حقیقت فانی هستند. او به آزادی و خوشی مردم اشاره میکند و میگوید که اگرچه ممکن است کسی به مقام و ثروت برسد، اما هیچ چیز پایدار نیست. شاعر نمونههای تاریخی مانند کیقباد و شداد را ذکر میکند و یادآور میشود که حتی قدرتمندان بزرگ نیز سرنوشت ناگوار دارند. او به دلخوشی دنیوی و غمهای شخصی هم اشاره میکند و به مخاطب توصیه میکند که زندگی را جدی بگیرد و نسبت به دیگران مهربان باشد. در پایان، شاعر دعا میکند که خوانندهی این شعر در پناه خداوند قرار گیرد و از رحمتهای او بهرهمند شود.
مشو بملک سلیمان و مال قارون شادکه ملک و مال بود در ره حقیقت باد
هوش مصنوعی: به دنبال قدرت و ثروت سلیمان و قارون نباش، زیرا اینها در واقعیت ارزش و پایداری ندارند و گذرا هستند.
کنند خلق جهانت چو سوسن آزادیاگرچه سرو سهی گردی از جهان آزاد
هوش مصنوعی: مردم جهان مانند گل سوسن آزادی میجویند، هرچند تو از دنیای آزاد و بیقید و شرط بهرهمند باشی.
کجا به دست تو افتد ممالک جمشیدبدین صفت که نگینت بدست دیو افتاد
هوش مصنوعی: کجا ممکن است که سرزمینهای جمشید به دست تو برسد در حالی که این ویژگی تو باعث شده که نگینت به دست یک دیو بیفتد؟
ازین سراچه ی خاکی در طمع دربندچرا که هیچکس از وی ندیده است گشاد
هوش مصنوعی: از این آسایشگاه دنیوی که به خاک تعلق دارد، در آرزوی آزادی نباشید، زیرا هیچکس از آنچه پس از این دنیا میگذرد، بهرهمند نشده است.
جهان سفله اگر با کسی وفا کردیز کیقباد کجا منتقل شدی بقباد
هوش مصنوعی: اگر مهر و وفا در این دنیای پست به کسی کردی، بدان که چه از کیقباد (پادشاه بزرگ) به کجا منتقل شدهای؛ یعنی از مقام والای او به جایی پایینتر آمدهای.
کسی که آمد و بنهاد رسم سرداریبعاقبت نشنیدی که رفت و سربنهاد
هوش مصنوعی: کسی که به مقام رهبری رسید، در نهایت تو ندیدی که چگونه رفت و سرش را بر زمین نهاد.
اگر عمارت شدّاد شد بهشت برینببین که بر چه طریقش بهشت و شد شدّاد
هوش مصنوعی: اگر باغ عدن و بهشت جاودانی به دست شداد برپا شود، ببینیم که او از چه راهی به این بهشت دست یافته است.
به پیر زال جهان دل مده که در همه عمرنبوده است دمی پور زال ازو دلشاد
هوش مصنوعی: به این پیر کهنسال اعتماد نکن، زیرا در طول عمرش هیچگاه فرزند زادی را خوشحال نکرده است.
مگو حکایت شیرین که خسرو از غم اوهلاک گشت بتلخی و جان شیرین داد
هوش مصنوعی: حکایت شیرین عشق را نگو که خسرو به خاطر غم آن معشوقهاش از دنیا رفت و جان شیرینش را فدای این درد کرد.
خروش و ناله بر آید ز کوه سنگین دلگرش بگوش رسد شرح محنت فرهاد
هوش مصنوعی: اگر صدای درد و رنج فرهاد به گوش کوه سنگین دل برسد، از دل آن کوه ناله و فریاد به گوش خواهد رسید.
چو خسروان جوانبخت صید گور کنندسپهر پیر ز بهرام گورش آید یاد
هوش مصنوعی: چنانکه شاهان خوشبخت شکار گور را انجام میدهند، آسمان سالخورده به یاد گور بهرام میآید.
اگر خلیفه نه چشمش ز خاک پر بودیز دیده دجله براندی ز حسرت بغداد
هوش مصنوعی: اگر خلیفه از خاک خود چشم نمیپوشید و به بغداد توجه میکرد، از رنج و حسرتی که بر دل دارد، رود دجله را برمیگرفت.
بتاب از آن گل سوری چو باد بستان رویکه این عروس نکردست خوی با داماد
هوش مصنوعی: آفتاب مانند گل سرخ در باغ بر زیبایی و نشاط این عروس میتابد، چرا که او این روز را با خواستگار خود جشن میگیرد و این لحظه خاص و دلنشین را فراموش نخواهد کرد.
بیا و برگ سفر ساز و زاد ره برگیرکه عاقبت برود هر که او ز مادر زاد
هوش مصنوعی: بیا و وسایل سفر را آماده کن و راهی شو، زیرا در نهایت هر کسی که به دنیا آمده، روزی خواهد رفت.
ازین دریچه بنا کام درفتد مزدوروزین حظیره بناچار بگذرد استاد
هوش مصنوعی: از این پنجره، کارگر به راحتی میتواند به داخل بیاید و از این محوطه، استاد به ناچار باید عبور کند.
هر آن بنفشه که بینی ببوستان خواجوبود ز چین سر زلف لعبتی نوشاد
هوش مصنوعی: هر بار که بنفشهای را در باغ خواجو ببینی، بدان که آن گل از چین موهای دختر زیبایی آمده است.
غلام همت آنم که بهر راحت خلقنهد چو بانی این بقعه گوشه ئی بنیاد
هوش مصنوعی: من خدمتگزار کسی هستم که برای آسایش مردم هر کاری انجام میدهد و مانند کسی که گوشهای از این بنا را پایهگذاری کرده، به دیگران کمک میکند.
که هر کسی که در اینجا برآورد نفسیدعا کند که فلان را خدای خیر دهاد
هوش مصنوعی: هرکس که در اینجا نفسی برآورد، دعا کند که خداوند خیر و نیکی را به فلانی عطا کند.
درین کتابه تو هم گر نظر کنی روزیبگو که قائل این قطعه غرق غفران باد
هوش مصنوعی: اگر در این کتاب نگاهی بیندازی، امیدوارم روزی بگویی که نویسنده این متن مورد رحمت و بخشش قرار گیرد.