شمارهٔ ۸۰
هوش مصنوعی: این شعر به غم و درد عشق و جدایی پرداخته است. شاعر از رنج و عذابی صحبت میکند که ناشی از عشق معشوق است و بیان میکند که دلش توانایی تحمل این غم را ندارد. او اشاره میکند که حتی اگر جانش را از دست بدهد، این درد رهایی نمییابد. جدایی و عدم دستیابی به معشوق به او سخت میگذرد و او در حسرت آن است که کسی از حال او خبر نگیرد. همچنین شاعر به عشق و فراق خود مانند یک غارتگر اشاره میکند که جان و دلش را میبرد. در نهایت، او بیان میکند که هیچ چیز به اندازه عشق و حال دلتنگیاش ارزش ندارد و هیچ کس نمیتواند درد او را درک کند. این شعر مملو از احساس و درد ناشی از عشق است.
دل من جان ز غم عشق تو آسان نبردوین عجبتر که اگر جان ببرد جان نبرد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر غم عشق تو، قادر به تحمل نیست و جالبتر این که حتی اگر جانم برود، باز هم قلبم از این غم رها نمیشود.
گر ازین درد بمیرم چه دوا شاید کردکانک رنج تو کشد راه بدرمان نبرد
هوش مصنوعی: اگر از این درد بمیرم، آیا دارویی برای درمان وجود دارد؟ زیرا غیر از رنج تو، هیچ چیزی راهی برای درمان من نمییابد.
شب دیجور جدائی دل سودائی منبی خیال سر زلف تو بپایان نبرد
هوش مصنوعی: در شبی تاریک و غمانگیز که جدایی به سراغ من آمده، دل من که سرشار از عشق و جنون است، بدون آنکه به پایان کشمکشهای عشق تو فکر کنم، غرق در یاد تو هستم.
هر کرا ساعد سیمین تو آید در چشمدست حیرت نتواند که بدندان نبرد
هوش مصنوعی: هر کس که زیبایی و جذابیت تو را ببیند، قادر نخواهد بود از تعجبش بر خود مسلط شود و به تو نزدیک شود.
ره بمنزلگه قربت ندهندم که کسیرخت درویش بخلوتگه سلطان نبرد
هوش مصنوعی: به من اجازه نمیدهند که به مقصد نزدیک شدن برسم، زیرا کسی نمیتواند لباس درویش را به جایی که سلطان در آن است ببرد.
پادشاهی تو و هر حکم که خواهی فرمودبنده آن نیست که سرپیچد و فرمان نبرد
هوش مصنوعی: هر قانونی که تو وضع کنی و هر دستوری که بدهی، هیچ کس نیست که از آن سرپیچی کند و فرمان تو را نادیده بگیرد.
غارت دل کندم غمزه ی کافر کیشتوانک کافر نبود مال مسلمان نبرد
هوش مصنوعی: من با نگاه فریبندهات دل را به یغما بردم، اما بدان که هرگز کافر دل نبوده و چیزی از مسلمانان نمیدزدد.
ای عزیزان بجز از باد صبا هیچ بشیرخبر یوسف گمگشته بکنعان نبرد
هوش مصنوعی: ای عزیزان، فقط باد صبا میتواند پیامآور خبر یوسف گمشده در کنعان باشد و هیچ کس دیگری نمیتواند این خبر را به شما برساند.
گر نسیم سحری قطع مسافت نکندهیچکس قصه ی دردم بخراسان نبرد
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبحگاهی نتواند فاصلهها را کم کند، هیچ کس داستان درد من را به خراسان نخواهد برد.
جان چه ارزد که برم تحفه بجانان هیهاتهمه دانند که کس زیره بکرمان نبرد
هوش مصنوعی: زندگی و جان آدمی چه ارزشی دارد که بخواهد هدیهای به عزیزانش بیاورد، در حالی که همه میدانند کسی زیره را از کرمان نخواهد برد.
شکر از گفته خواجو بسوی مصر برندگرچه کس قند به سوی شکرستان نبرد
هوش مصنوعی: شکر از گفتار خواجو به سمت مصر میبرند، هرچند که کسی قند را به سوی سرزمین شکر نمیبرد.