شمارهٔ ۱۱۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به ماه و زیباییهای محبوبش بیان میکند. او میگوید اگر آن ماه مهربان شود، غم دلش تسکین مییابد و نام او که بر زبان میآید، تمام وجودش به زبان میآید. یاد چشمهای محبوبش باعث میشود که مثل سنان بر تنش بگذارد. ابروهای او در دل شاعر نقش میبندد و قدش همچون کمان به او احساس تیرگی میدهد. همچنین، او به زیباییهای محبوبش اشاره میکند که حتی ماه نیز از شرم جمال او پنهان میشود. در نهایت، شاعر به ارتباط عمیق خود با غمهای عاشقانهاش اشاره کرده و تأکید میکند که گفتوگو با محبوبش همچون شکر بر زبانش جاری میشود.
اگر آن ماه مهربان گرددغم دل غمگسار جان گردد
هوش مصنوعی: اگر آن ماه زیبا و مهربان شود، دل غمگین هم آرامش مییابد و جان شاد میگردد.
آنک چون نامش آورم بزبانهمه اجزای من زبان گردد
هوش مصنوعی: وقتی نام او را بر زبان بیاورم، همه وجودم بلعکس زبان باز میکنند و به سخن میآیند.
ور کنم یاد ناوک چشمشمو بر اعضای من سنان گردد
هوش مصنوعی: اگر به یاد تیرگی نگاه او بیفتم، موهای بدنم مثل نیزهای تیز و برنده میشود.
چون کنم نقش ابرویش بر دلقد چون تیر من کمان گردد
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم زیبایی ابرویش را بر دل خود نقش بزنم هنگامی که قامتش همچون تیر، من را تحت تاثیر قرار میدهد؟
مه ز شرم جمال او هر ماهدر حجاب عدم نهان گردد
هوش مصنوعی: ماه به خاطر زیبایی او از شرم، در هر دوره به نوعی در پوشش عدم پنهان میشود.
یا رب این آسیاب دولابیچند بر خون عاشقان گردد
هوش مصنوعی: ای خدای من، این آسیاب بزرگ چقدر بر روی خون عاشقان میچرخد و آنها را زیر پا میگذارد.
چون دلم با غم تو گوید رازدر میان خامه ترجمان گردد
هوش مصنوعی: وقتی که دل من با غم تو سخن بگوید، کلامم به صورت نوشتار منتقل میشود.
از لبت هر که او نشان پرسدچون دهان تو بی نشان گردد
هوش مصنوعی: اگر کسی از تو بپرسد که نشانه عشق و احساساتت چیست، چه جوابی میدهی وقتی که لبانت بینشانه و خاموش هستند؟
چون ز لعلت سخن کند خواجوشکر از منطقش روان گردد
هوش مصنوعی: زمانی که خواجو از زیباییهای تو صحبت کند، کلماتش شبیه شکر شیرین و دلنشین میشود.