شمارهٔ ۱۳۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف تاثیر عمیق عشق و زیبایی معشوقهاش میپردازد. او میگوید که هنگامی که تصویر معشوق در جام شراب مشاهده میشود، احساسات شدید و غیرقابل کنترلی در دلش شکل میگیرد. شاعر به یاد میآورد که چگونه در محفلهای شرابخواری، بسیاری از عاشقان تحت تاثیر عشق خراب شدهاند و او نیز از این قاعده مستثنی نیست. با شروع نواختن موسیقی، صدای نالهاش به دل رباب نشسته و احساس درد و رنج ناشی از عشق را به تصویر میکشد. در نهایت، او از حال دل شکستهاش میگوید که به خاطر زیبایی معشوق و جاذبههایش در حال اضطراب و تردید است.
چو عکس روی تو در ساغر شراب افتادچه جای تاب که آتش در آفتاب افتاد
هوش مصنوعی: وقتی تصویر تو در لیوان شراب ظاهر شد، دیگر چه جای مقاومت وجود دارد وقتی آتش در خورشید نمایان شده است.
بجام باده کنون دست می پرستان گیرچرا که کشتی دریا کشان در آب افتاد
هوش مصنوعی: اکنون باده بنوش و با دوستان می پرست خود همراه شو، زیرا کشتی دریا به زیر آب رفته است و باید از لحظات لذت ببری.
بسی بکوی خرابات بیخود افتادندولی که دید که چون من کسی خراب افتاد
هوش مصنوعی: بسیاری در کوی خرابات (محلهای خرابکارانه و دوري از هنجار) به حالتیِ مستی و بیخودگی افتادهاند، اما کسی که مثل من در این حال و بیخود شده است، را نمیبینند.
چو کرد مطرب عشاق نوبتی آغازخروش و ناله من در دل رباب افتاد
هوش مصنوعی: وقتی که مطرب برای عاشقان نواختن را شروع کرد، صدای ناله و فریاد من در دل ساز رباب طنین انداز شد.
بآب چشم قدح کو کسی که دریابدمرا که خون جگر در دل کباب افتاد
هوش مصنوعی: با اشک چشم، کسی را بیاورید که بتواند حال من را بفهمد؛ زیرا در دل من، درد زده و سوزانده شده است.
دل رمیده ی دعد آنزمان برفت از چنگکه پرده از رخ رخشنده ی رباب افتاد
هوش مصنوعی: دل بیقراری که در دست من بود، در آن زمان که پرده از روی ساز زیبا کنار رفت، دیگر در چنگ من نبود.
خدنگ چشم تو در جان خاص و عام نشستکمند زلف تو در حلق شیخ و شاب افتاد
هوش مصنوعی: نگاه نافذ تو در دل همه، چه ویژه و چه عام، تأثیر گذاشته و زلفهای تو مانند بندی، گردن مردان زاهد و جوانان را گرفته است.
نسیم صبح چو در گیسوی تو تاب افکنددل شکسته ی خواجو در اضطراب افتاد
هوش مصنوعی: نسیم صبح که در موهای تو وزید، دل ناامید خواجو به شدت مضطرب شد.