تناجی
خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۶۱

زهی طناب سرا پرده ی تو گیسوی حوربزن سریر توجه ی ببارگاه سرور
کجا بمنزل کرّ و بیان بری هودجاز این طوافگه اهرمن نکرده عبور
علم چگونه زنی بر فضای عالم قدساگر برون نبری رخت از اینسرای غرور
چو این سراچه ی خاکی مقام عاریتیستبعاریت نتوان گشت از این صفت مغرور
اگر بگلشن اُنظر اِلیک ره نبریکجا بگوش تو آید صفیر طایر طور
ببین که تخت سلیمان چگونه شد بر باداگرچه بود بفرمان او وحوش و طیور
ز مهره بازی اختر کجا شود ایمنکسی که روی نهد پیش رای او جیپور
کمان حرص مکن زه که شهسوار اجلبنوک تیر برد چین از ابروی فغفور
غلام همت صاحبدلان جانبازمکه در عطیه شکورند و در بلیه صبور
ز جام کبر و ریا مست کی شود خواجوکسی که در کنف کبریا بود مستور