شمارهٔ ۱۷۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تمجید از زیبایی و حقیقت میپردازد و از معشوقه یا حقیقتی که در بستر طبیعت و وجود دارد، سخن میگوید. او از معشوقه خواسته است تا از محدودیتهای دنیوی رها شود و به آزادی برسد. شاعر همچنین به اهمیت خلاقیت و ابداع اشاره کرده و میگوید که انسان باید از تقلید فاصله بگیرد و به سوی حقیقت برود. در نهایت، شاعر به عشق اشاره میکند و میگوید که عشق، برترین حس وجود است و انسان را از هر محدودیتی آزاد میکند.
ای سرو خرامنده ی بستان حقایقآزاد شو از سبزه ی این سبز حدائق
هوش مصنوعی: ای سرو خوش قامت در باغ حقیقت، از دشت سبز و محدودیتهای آن رها شو و آزاد باش.
بر گلبن ایجاد توئی غنچه ی خنداندر گلشن ابداع توئی برگ شقائق
هوش مصنوعی: تو مانند غنچهای شاداب در باغ هستی و مثل برگهای شقایق در دنیای خلاقیت، زیبایی و طراوت را به محیط میآوری.
منزلگه انس تو سراپرده ی قدسستتا چند شوی ساکن این تیره مضائق
هوش مصنوعی: جایگاه دوستی تو مکانی مقدس و روحانی است، پس چرا هنوز در این مکان تاریک و محدود باقی ماندهای؟
بیرو نرود راه تو بی ترک مقاصدحاصل نشود کان تو بی قطع علائق
هوش مصنوعی: هرگز نتوانی به هدفهای خود برسی اگر از پیگیری خواستههایت باز بمانی و ارتباطات و وابستگیهایت را قطع نکنی.
رخش امل از عرصه ی تقلید برون رانتا خیمه زنی بر سر میدان حقائق
هوش مصنوعی: اسب آرزوها را از فضای تقلید خارج کن و به میدان حقایق هدایت کن.
در کوکبه ات خیل و حشم چیست مخائلشد در راه تو خرگاه وخیم چیست عوائق
هوش مصنوعی: در مسافرت یا سفر تو، چه نیازی به لشکر و سپاه است؟ چرا در مسیر تو، کاروانسرا و ایستگاه باید وجود داشته باشد؟
چون کعبه ی خلقت بوجود تو شرف یافتباید که شوی قبله ی حاجات خلائق
هوش مصنوعی: وجود تو باعث شده که خلقت به درجات بالایی نائل شود، بنابراین شایسته است که تو به محور و نقطه رجوع نیازهای انسانها تبدیل شوی.
آنکس که گدای در میخانه ی عشقستبر خسرو عقلست بصد مرتبه فائق
هوش مصنوعی: آن کسی که در عشق مانند یک گدا در میخانه است، از عقل و خرد به مراتب برتر و بالاتر است.
خواجو بسحر سر مکش از مرغ صراحیزیرا که بشبگیر بود بلبله لائق
هوش مصنوعی: خواجو، از پرندهای که به خاطر زیباییاش شناخته شده، دوری کن زیرا در شب، آواز بلبل با طراوت و دلچسب است و تو نباید آن را نادیده بگیری.