شمارهٔ ۱۸۰
هوش مصنوعی: این بیتها ابراز عشق و زیبایی را به تصویر میکشند. شاعر به تیرهگی شب و روشنایی آفتاب اشاره دارد و از زلف معشوق و تاثیر آن بر دلش سخن میگوید. خیالات عاشقانهاش در درون چشمان محبوب به شکل ماهی در آب تجلی میکند. شاعر به دنبال رحمت و شراب است تا بر تشنگیاش فائق آید. در این مسیر، نادر بودن لحظهها را با یادآوری جایگاه و محبت محبوب خطاب میکند. همچنین، زیبایی و جذابیت محبوب را با قمر و شراب مقایسه میکند و در نهایت، خواجو از جدایی میگوید و آرزوی وصال را دارد. این اشعار به خوبی حس عشق و longing را منتقل میکنند.
ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزلدلرا ز چین زلفت بر مشک ناب منزل
هوش مصنوعی: ای که شب تار را بر روز روشن قربان میکنی، دل را با زلفهای چیندار تو به عطر مشک ناب مزین کردهای.
تا در درون چشمم خرگاه زد خیالتمه را بسان ماهی بینم در آب منزل
هوش مصنوعی: پیوند خیال تو در دل من جا گرفته است، به طوری که در نگاهی به چشمم، زیبایی تو را همانند ماهی که در آب شناور است، میبینم و در آن غرق میشوم.
باید که رحمت آرد آنکو شراب داردبر تشنه ئیکه باشد او را سراب منزل
هوش مصنوعی: آنکه شراب دارد، باید به آن تشنهای که غرق در خیال است، رحمت کند و به او کمک نماید.
ره چون برم بکویت زانرو که نادر افتددر آشیان عنقا کرده ذباب منزل
هوش مصنوعی: هرگاه که به سوی تو راه بروم، میدانم که مانند زاغ و دیگر پرندگان زشت و بیارزش در مکانهای مرغ و عنقا نادر پیدا نمیشود.
یک ذره مهر رویت خالی نگردد از دلزیرا که گنج باشد کنج خراب منزل
هوش مصنوعی: محبت و عشق به تو هرگز از قلبم محو نمیشود، زیرا که این عشق همانند گنجی ارزشمند در دل من است، حتی اگر در شرایط سخت و نامساعدی قرار داشته باشد.
بنگر در اشک مستان عکس جمال ساقیهمچون قمر که سازد جام شراب منزل
هوش مصنوعی: به اشکهای عاشقان نگاه کن، آنگونه که چهره زیبای ساقی در آن به شکل ماه میدرخشد و جام شراب را تزیین میکند.
خواجو که غرقه ی آمد در ورطه ی جدائیبر ساحل وصالت بیند بخواب منزل
هوش مصنوعی: خواجو در حالتی غمگین و جدا از دوستش، در دنیای جدایی غرق شده است. اما در خواب، او تصویر وصال و وصیت به محبوبش را میبیند و به آرامش و آرامگاه آن لحظه فکر میکند.