شمارهٔ ۱۹۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به یاد عشق و دوستی گذشتهاش میپردازد. او بیان میکند که روزگاری خوش و آرام در کنار یاری خاص داشته و از زندگی لذت میبرده است. در آن زمان، نه از مشکلات و دردها میترسیده و نه از غمها نگران بوده، زیرا همواره دلیلی برای خوشحالی و امید داشته است. او به یاد میآورد که این دوستی همیشه در کنار او بوده و هیچوقت غیبت نداشته است. اما اکنون حس میکند که آن دوست از او دور شده و در غم و تنهایی به سر میبرد. شاعر با حسرت به یاد آورده که چگونه در گذشته از عشق و همراهی آن یار بهرهمند بوده و اکنون به دلتنگی و یادآوری آن روزها پرداخته است.
روزگاری روی در روی نگاری داشتمراستی را با رخش خوش روزگاری داشتم
هوش مصنوعی: مدت زمانی را در کنار شخصی زیبا و دلپذیر سپری کردم که زبانی راست و صادق داشت و چهرهاش نیز بسیار دلنشین بود.
همچو بلبل می خروشیدم بفصل نوبهارزانک در بستان عشرت نوبهاری داشتم
هوش مصنوعی: در فصل بهار مانند بلبل با شادی و سرزندگی آواز میخواندم، چون در این باغ شادمانی و لذت بهاری را تجربه میکردم.
خوف غرقابم نبود و بیم موج از بهر آنککز میان قلزم محنت کناری داشتم
هوش مصنوعی: من از غرق شدن در دریا ترسی ندارم و نگران موجهای خطرناک نیستم، زیرا از میان این دریای مشکلات، جایی برای خودم دارم که میتوانم در آن آرام بگیرم.
از کمین سازان کسی نگشود بر قلبم کمانچون بمیدان زان صفت چابک سواری داشتم
هوش مصنوعی: هیچیک از کمینکنندگان نتوانستند به قلب من ضربه بزنند، چرا که من با ویژگیهای منحصر به فردی چون سواری چابک، به میدان آمدم.
گر غمم خون جگر می خورد هیچم غم نبوداز برای آنک چون او غمگساری داشتم
هوش مصنوعی: اگر غم من به اندازه خون جگر باشد، باز هم برایم اهمیتی ندارد، زیرا به واسطه وجود او که تسکیندهنده غمهایم است، غمهای من کاهش مییابد.
در نفس چون بادم از خاطر برون بردی غبارگر بدیدی کز گذار او غباری داشتم
هوش مصنوعی: وقتی نفس من به آرامی دمید، غباری را که از یادم رفته بودی، به وضوح میدیدی. اگر میدانستی که از راه او چه غباری در دل داشتم.
داشتم یاری که یکساعت ز من غیبت نداشتگرچه هر ساعت نشیمن در دیاری داشتم
هوش مصنوعی: من دوستی داشتم که همیشه در کنارم بود و هیچگاه از من دور نمیشد، با اینکه در هر لحظه ممکن بود در جایی دیگر زندگی کنم.
چرخ بد مهرش کنون کز من بدستان در ربودگوئیا در خواب می بینم که یاری داشتم
هوش مصنوعی: چرخ فلک و سرنوشتش اکنون از من دور شده و گویی در خواب میبینم که داشتن یاری در کنارم.
همچو خواجو با بد و نیک کسم کاری نبودلیک با او داشتم گر زانک کاری داشتم
هوش مصنوعی: من مانند خواجو نه به خوب و بد مردم کاری داشتم، اما از آنجا که به او وابسته بودم، ارتباطی خاص با او داشتم.