شمارهٔ ۱۹۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و ارادت به یک معشوق یا «خدا» است. شاعر در آن به مراحل گوناگون عشق و شیفتگی خود اشاره میکند، از جمله وقف زندگی و وجود خود به خاطر محبوب، جستجوی حقیقت و عرفان از طریق او، درمان درد دلها با یاد او، و از خودگذشتگی در عشق. شاعر در عین حال به سختیها و مصایب عشق و نیز فقر و نیاز به محبت او اشاره میکند. اکثر ابیات به توصیف احوالات عاشقانه و شوق دیدار معشوق پرداخته و در نهایت نالهها و آواهایی را که در این مسیر سر داده شده، یادآوری میکند.
در جهان وقف حریم حرم او کردیمو اعتماد از دو جهان بر کرم او کردیم
هوش مصنوعی: ما برای حفاظت از حرمت او در دنیا تلاش کردیم و به مهربانی و بخشش او در دو جهان اعتماد کردیم.
چون خضر دست ز سرچشمه ی حیوان شستیمتا تیمم بغبار قدم او کردیم
هوش مصنوعی: وقتی که خضر، دستش را از سرچشمهی حیات شست، ما هم به خاک پاهای او تیمم کردیم.
آنک از درد دل خسته دلان آگه نیستما دوای دل غمگین بغم او کردیم
هوش مصنوعی: ما از درد و رنج دلشکستهها بیخبر هستیم، ولی برای دل غمگین او، دردی را تسکین دادیم.
بی عتا و الم نتوانیم نشستزانک عادت بعنا و الم او کردیم
هوش مصنوعی: بدون توجه به مشکل و سختی نمیتوانیم باقی بمانیم، چون به عادت سختیها و چالشها عادت کردهایم.
آن همه نامه نوشتیم و جوابی ننوشتگوئیا عقد لسان قلم او کردیم
هوش مصنوعی: ما نامههای زیادی نوشتیم، اما هیچ پاسخی دریافت نکردیم. انگار که زبان قلم او را بستهایم.
زان جفا جوی ستمگاره نداریم شکیبگرچه جان در سر جور و ستم او کردیم
هوش مصنوعی: ما دیگر از ظلم و ستم آن ظالم صبر و تحمل نداریم، هرچند که جانمان را به خاطر جور و ستم او به خطر انداختیم.
اگر از سکه ی او روی نتابیم مرنجکه فقیریم و طمع در درم او کردیم
هوش مصنوعی: اگر نتوانیم از زیبایی او رویگردان شویم، ناراحت نباش که ما فقیر هستیم و به مال و ثروت او امید داریم.
پیش آن لعبت شیرین نفس از غایت شوقجان بدادیم و تمنای دم او کردیم
هوش مصنوعی: مقابل آن معشوق خوشصدا، از شدت اشتیاق جان خود را فدای او کردیم و آرزوی دیدن او را در سر داشتیم.
یا رب آن خسرو خوبان جهان آگه بودکه چه فریاد بپای علم او کردیم
هوش مصنوعی: خدایا، آیا آن پادشاه زیبا و محبوب جهان میداند که ما چه فریادی به خاطر علم و دانش او بلند کردیم؟
مردم دیده ی هندو وش دریائی راخاک روب سر کوی خدم او کردیم
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق و محبت به او، حتی در مقابل زیباییها و جذابیتهای دیگر، به خاک پای او افتادیم و خود را در خدمتش قرار دادیم.
در دم صبح که خواجو ره مستان می زدای بسا ناله که بر زیر و بم او کردیم
هوش مصنوعی: در صبحگاه که خواجو آواز خوشی را آغاز کرد، ما هم بارها ناله و زاری را تحت تاثیر صدایش سر دادیم.