شمارهٔ ۲۵۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک ترک میپردازد که هر لحظه دل او را میبرد و به او آزار میرساند. او از زلف و ابروی این ترک که همچون کمان بر آفتاب میتابد، سخن میگوید و از درد دل خود به خاطر عشق به او ناله میکند. شاعر به مسلمانان هشدار میدهد که اگر چشم او به خون دل او بیفتد، چه میتواند بکند. او همچنین به جاذبه و قدرت جادوی این شخص اشاره میکند که دل او را هر لحظه بیشتر میآزارد. شاعر در نهایت به خود میبالد که مانند خواجو به عشق این ترک اسیر شده است، هرچند که این عشق برایش درد و رنج میآورد.
ترک من هر لحظه گیرد با من از سر خرخشهزلف کج طبعش کشد هر ساعتم در خرخشه
هوش مصنوعی: ترک من هر لحظه نزد من میآید و با خود بازیگوشیهایش را به همراه میآورد. هر ساعتی که میگذرد، حضورش دلپذیرتر و جذابتر میشود و من را در حالت شادی و خوشحالی نگه میدارد.
می کشد هر لحظه ابرویش کمان بر آفتابکی کند هر حاجبی با شاه خاور خرخشه
هوش مصنوعی: هر لحظه ابروی او مانند کمانی است که به سوی آفتاب کشیده میشود. حاجب (خدمتگزار) در برابر شاه خورشید چه میتواند بکند؟
ای مسلمانان اگر چشمش خورد خون دلمچون توانم کرد با آن ترک کافر خرخشه
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، اگر نگاه او بر خون دل من بیفتد، چه کار میتوانم بکنم با آن ترک کافر که باعث درد دل من شده است؟
هر دم آن جادوی تیرانداز شوخ ترکتازگیرد از سر با من دلخسته دیگر خرخشه
هوش مصنوعی: هر لحظه آن جادوی تیرانداز بازیگوش، دل شکسته من را با خود میبرد.
هر چه افزون تر کنم با آن صنم بیچارگیاو زبیمهری کند با من فزونتر خرخشه
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر به محبوبم توجه میکنم و احساس بیچارهگی او نسبت به من را افزایش میدهم، او نیز به من بیمحبتتر و بیتوجهتر میشود.
راستی را در چمن هر دم به پشتی قدشمی کند باد صبا با شاخ عرعر خرخشه
هوش مصنوعی: هر لحظه در چمن، باد صبا با نرمی و لطافت، قد شاخ عرعر را تکان میدهد و به آن زندگی میبخشد.
عیب نبود چون مدام از باده ی دورم خرابگر کنم یک روز با چرخ بداختر خرخشه
هوش مصنوعی: عیبی ندارد اگر به خاطر نوشیدن شراب، دائم مست و خراب شوم. شاید یک روز با چرخ روزگار، به حالتی ناخوشایند گرفتار شوم.
چشمم از بهر چه ریزد خون دل بر بوی اشککی کند دریا زبهر لؤلؤی تر خرخشه
هوش مصنوعی: چشمم برای چه اشک میریزد و دل را به درد میآورد، دریا چگونه میتواند به خاطر یک مروارید واقعی، اینقدر بیصدا و آرام باشد؟
همچو خواجو بنده ی هندوی او گشتم ولیکدارد آن ترک ختا با بنده در سر خرخشه
هوش مصنوعی: من مانند خواجو، بنده و خدمتگزار آن زن هندو شدم، اما آن دختر ترک از ختا، در دلش بر بندهی خود حسادت دارد.