شمارهٔ ۲۶۸
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و دلربایی معشوق و تأثیر او بر شاعر اشاره دارد. ذکریان باد صبا به عنوان پیامآور محبتی عمیق و آشنایی خاص با معشوق، به توصیف زیباییهای او و احساس شادی و سروری میپردازد. شاعر از میل و شوقی که این معشوق در دلش ایجاد کرده سخن میگوید و به یادآوری تنهاییهای یعقوب و یوسف اشاره میکند تا نشان دهد چقدر تأثیر این عشق عمیق است. در نهایت، شاعر از باد صبا میخواهد تا نشانی از دل گمگشتهاش و از زیباییهای معشوقش به او بدهد.
دیشب ای باد صبا گویی که جایی بودهایپای بند چنین زلف دلگشایی بودهای
هوش مصنوعی: دیشب، ای نسیم خنک، به نظر میرسد که جایی بودهای که به زلفهای دلنشین و زیبا اینقدر وابسته بودهای.
آشنای انرا ز بوی خویش مست افکندهایچون چمن پیرای باغ آشنایی بودهای
هوش مصنوعی: دوست آشنا را با عطر خود به حال مستی و شگفتی درآوردهای، مانند چمنی که باغ آشنایی را آراسته و زیبا کرده است.
دسته بند سنبل سروی سرایی گشتهایخاکروب ساحت بستانسرایی بودهای
هوش مصنوعی: گلی که در باغ میرویید، حالا در آغوش درخت سرو جا خوش کرده و به کار نظافت و پاکیزگی باغ پرداختهای.
لاجرم پایت نمیآید ز شادی بر زمینچون ندیم مجلس شادی فزایی بودهای
هوش مصنوعی: بدون شک از شادی بر زمین قدم نمیگذاری، چون همواره دوست خوبی در مجالس شادی بودهای.
نیک بیرون بردهای راه از شکنج زلف اوچون شبی تا روز در تاریک جایی بودهای
هوش مصنوعی: خوب توانستهای راهی را از پیچهای زلف او پیدا کنی، مانند شبی که در مکانی تاریک و بینور به سر بردهای تا صبح.
تا چه مرغی کآشیان جایی همایون جستهایگوییا در سایهٔ پرّ همایی بودهای
هوش مصنوعی: تا چه پرندهای که آشیانهاش در مکانی با شکوه و با صفاست، گویی تو نیز زیر سایهی پرهای آن پرنده بزرگ زندگی کردهای.
از غم یعقوب حالی هیچ یاد آوردهای؟چون همه شب همدم یوسف لقایی بودهای
هوش مصنوعی: آیا از اندوه یعقوب چیزی به خاطر داری؟ چرا که تو در تمام شبها همدم یوسف بودهای.
هیچ بویی بردهای کو در وفا و عهد کیستتا عبیرآمیز بزم بیوفایی بودهای
هوش مصنوعی: هیچ کس را نمیشناسم که در وفا و پایبندی به عهد واقعی باشد، من تا به حال فقط در مجالس خیانت و بیوفایی بودهام.
از دل گمگشتهٔ خواجو نشانی باز دهچون غبار افشان زلف دلربایی بودهای
هوش مصنوعی: از دل پریشان خواجو چیزی نشان بده، زیرا تو مانند غباری که به زلف زیبای معشوق میافتد، بودهای.