شمارهٔ ۸۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به خواجه (مقام یا شخص مهم) میگوید که عیب او را نگیرد؛ چرا که او در حالت مستی و بیخبری به سر میبرد. او به نوعی از روش زندگی جاودانه و زندهبودن چون خضر (شخصیتی از اسطورههای فرهنگ ایرانی) سخن میگوید و بیان میکند که این حالت را پس از رهایی از دنیا و زندگی مادی به دست آورده است.
عیبم مکن ای خواجه که تا من هستمبی جان و بدن، قائم و بی مِی، مستم
هوش مصنوعی: ای دوست، لطفا عیب من را نگیر، چرا که تا زمانی که من هستم، بدون جان و بدن، در حالتی از سرخوشی و مستی قرار دارم.
مانند خضر زندهٔ جاوید شدمچون دست ز آب زندگانی شستم
هوش مصنوعی: مانند خضر، که نماد زندگی جاودان است، من نیز به حیات ابدی دست یافتم زیرا از آب زندگی کنار رفتم.