شمارهٔ ۱۰۷
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از درد جدایی و غم ناشی از عشق سخن میگوید. او میگوید که به معشوقش دل داده است اما این عشق او را رنج میدهد. فراق معشوق به قلب او آسیب میزند و هر کجا میرود، یاد او همراهش است و او را نمیگذارد که از درد رهایی یابد.
چون دل به تو دادم ای بت عهد شکنبگشود فراق تو کمین بر دل من
هوش مصنوعی: وقتی دل خود را به تو سپردم، ای معشوقی که به وعدههای خود وفا نکردی، جدایی تو همچون کمینی در دل من نشسته است.
هر جا که روم خون دل گرم رومآید به سر راه و بگیرد دامن
هوش مصنوعی: هر کجا که میروم، احساس عمیق دلتنگی و درد در دل دارم و این احساس به سمت من میآید و نمیگذارد از آن فرار کنم.