بخش ۲۳ - سخن گفتن لشکر با سام نریمان
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان احوال دل و اندیشههای شاعر میپردازد. شاعر به دیگران توصیه میکند که مراقب دل خود باشند و خود را به دام خیالهای واهی نیاندازند. او هشدار میدهد که محبت و زیباییهایی که از سوی جادو و نیرنگ میآید، واقعی نیستند و انسان را به جنون میکشند. شاعر به کسی اشاره میکند که گویی در جستجوی زیباییهای ظاهری است و او را به خردمندی و فواید آن فرا میخواند. در انتها، به داستان سام و دختری نادر اشاره میشود که زیبایی خاصی دارد و خواهان اوست، اما سام از این موضوع ناراحت میشود و نمیخواهد درباره زیباییها سخن بگوید.
زبان برگشودند کای نامدارعنان دل خویش را گوش دار
هوش مصنوعی: سخن به میان آمد که ای شخص بزرگوار، دل خود را تحت کنترل و مدیریت داشته باش.
چرا خویش را در جنون افکنیدل خسته در بحر خون افکنی
هوش مصنوعی: چرا خودت را به جنون بیندازی و دل خستهات را در درد و رنج غرق کنی؟
مده دل به نقشی که باشد خیالکه ممکن نباشد به نقش اتصال
هوش مصنوعی: دل خود را به تصویری نده که تنها خیال است، زیرا چنین تصوری نمیتواند به حقیقت بپیوندد.
ترا جادو از ره برون میبردبه مکرت به دام جنون میبرد
هوش مصنوعی: سحر و جادوی تو انسان را از راه درست دور میکند و به دامی میکشاند که به جنون و دیوانگی میانجامد.
یقین است کان صورت بانوئیخیالست نیرنگ از جادوئی
هوش مصنوعی: این مطمئن است که آن چهره زیبا تنها تصوری است که به وسیلهی جادو و فریب ساخته شده است.
بدان صورت خوب نیلیپرندز راهت برون برد دیو نژند
هوش مصنوعی: بدان که زیبایی مانند پرندهای نیلی از راه تو را دور کرده و دیو نژند (بدجنس) تو را از مسیرت منحرف کرده است.
گرت ره زند دیو پتیاره بازتو پیر خرد رهبر خویش ساز
هوش مصنوعی: اگر دیو کوچکی بر سر راهت بیفتد، تو باید با حکمت و خرد خود، راهنما و پیشوای خود را پیدا کنی.
مکن بیرهی سر میاور به تاببکن رحم بر جان غمگین باب
هوش مصنوعی: این جمله او را از غم و اندوه خارج نکن و به آرامش دادن به قلب ناراحتش فکر کن.
که چشمش به راهست و دل پرامیدبه چشمش سیاهست روز سفید
هوش مصنوعی: چشمانش در انتظارند و قلبش پر از امید است. چشمان تیرهاش در روز روشن نماد امید و روشنی است.
چه باشد کنون گر سخن بشنویرخ نامور سوی شاه آوری
هوش مصنوعی: اکنون چه میشود اگر سخن را بشنوی و چهرهی مشهور را به سوی پادشاه ببری؟
اگر میل تو باشد ای نیکپیهم از نسل گردن فرازان کی
هوش مصنوعی: اگر خواسته تو باشد، ای نیکوکار، من هم از نسل کسانی هستم که با عزت و شکوه اند.
منوچهر پیدا کند دختریکه نبود چنان دخت در کشوری
هوش مصنوعی: منوچهر دختر جدیدی را پیدا میکند که در هیچ کشوری مانند او وجود ندارد.
بخواهد پری پیکری چون نگارکه باشد درین غم ترا غمگذار
هوش مصنوعی: او دختری زیبا و دلربا را میخواهد که در این غم و اندوه، به او تسلی بدهد.
چو در گوش سام این حکایت رسیدبرآشفت و آهی ز دل برکشید
هوش مصنوعی: وقتی سام این داستان را شنید، ناراحت شد و از دلش آهی بیرون آورد.
به پاسخ چنین گفت کای سرورانمگوئید با من ز مه پیکران
هوش مصنوعی: در پاسخ به این سخنان، او گفت: ای بزرگواران، چرا درباره من از فرشتگان سخن میگویید؟