بخش ۸۹ - آگاهی یافتن نهنکال و لشکر فرستادن به جنگ سام
هوش مصنوعی: شهنشاه بره را به تخت بازگرداند و سپس سام فیروزبخت به سفر به کوه و بیابان پرداخت تا به دریا رسید. او دستور داد چند کشتی آماده کنند و سپاه را به کشتیها فرستاد تا به دریا بروند. باد مساعدی به کشتیها کمک کرد. در این میان، دیو جادوگر خبر این ماجرا را دریافت و از جادوگران خود درباره سام پرسید. جادوگران او را از قدرت و جانیابی سام آگاه کردند.
دیو متوجه شد که سام عاشق پری دخت شده و از این موضوع خشمگین شد و تصمیم گرفت که به جنگ سام برود. او از دیوان و موجودات دیگر خواست تا آماده نبرد شوند و به سوی سام روانه شدند. دو طرف نبرد یعنی دیوان و سام در دریا به هم رسیدند، سام که شجاعت و قدرتی زیادی داشت، روحیه عالی پیدا کرد و به نبرد با دیوان پرداخت. او از توانمندیهای خود استفاده کرد و در جنگ پیروز شد، تا جایی که زمین و زمان از نعرههای او لرزید. در نتیجه جنگ، دیوان به شدت ضربه خوردند و سام به سمت دیوهای جادوگر حملهور شد.
بره باز پس شد شهنشه به تختوز آن پس بشد سام فیروزبخت
هوش مصنوعی: پس از آنکه شاه به تخت نشسته بود، بره (نماد حق) دوباره به او بازگشت و از آن زمان سام، مردی خوشاقبال و توانا شد.
به کوه و بیابان ره ایدر بریدچنین تا به نزدیک دریا رسید
هوش مصنوعی: به کوه و بیابان بروید و اینگونه پیش بروید تا به کنار دریا برسید.
بفرمود تا چند کشتی در آبفکندند کشتی هم اندر شتاب
هوش مصنوعی: فرمان داد تا چندین کشتی را به آب بیندازند و کشتیها به سرعت حرکت کنند.
به هر کشتیای کرد گردیپناهبه کشتی روان کرد یکسر سپاه
هوش مصنوعی: به هر کشتی که آمادهسازی شده، عدهای از سپاه را به آن منتقل کردند و همگی به سوی مقصد حرکت کردند.
همی راند کشتی به دریا چو بادبه ایشان مدد کرد باد مراد
هوش مصنوعی: کشتی در دریا به جلو میراند و باد به آن کمک میکند تا به خواستهاش برسد.
ز کارآگهان و ز جادوگرانشنیدند چون از یل پهلوان
هوش مصنوعی: اهل دانش و جادوگران دربارهی دلاوریهای پهلوان شنیدهاند.
ببردند سوی دیو جادو خبرز احوال فغفور و یل سر به سر
هوش مصنوعی: آنها خبری دربارهٔ وضعیت فغفور و یل به دیو جادو بردند.
چو آن دیو آگاه شد زین خبربخواندش ز جادوگران سر به سر
هوش مصنوعی: وقتی آن دیو از این خبر باخبر شد، همه جادوگران را به کمک فراخواند.
از ایشان چو احوالها باز جستبگفتند شرح و بیانها درست
هوش مصنوعی: وقتی از آنها در مورد وضعیت و احوال پرسیدند، توضیحات و بیانهای کامل و دقیقی ارائه دادند.
که سام یل پهلو سرافرازز مستی نداند سر از پای باز
هوش مصنوعی: سام یل، در حالتی بسیار شاد و سر مست، قادر نیست خود را از دست بگیرد و از حالتی که در آن است آگاه نیست.
ز عشق پری دخت رفته ز دستنداند کسی حال آن خودپرست
هوش مصنوعی: هیچکس حال آن خودپسند را نمیداند که بهخاطر عشق به پریدخت، همه چیز را از دست داده است.
ز احوال قصر و ز باغ و ز بندبگفتند با نرهدیو نژند
هوش مصنوعی: در مورد شرایط قصر، باغ و بند، با نرهدیوی قهار و سرسخت صحبت کردند.
نهنکال ازین گفته آمد به جوشبرآورد از دل فغان و خروش
هوش مصنوعی: نهنگ از این سخن به شدت ناراحت شد و از دلش فریاد و غوغا به راه انداخت.
که آیا کدام ابلهی بیخردتواند که تا نام یارم برد
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که بیفکر و احمق باشد و به راحتی نام محبوبم را بیاورد؟
اگر بر پریدخت من بسته دلز خونش کنم خاک ناورد گل
هوش مصنوعی: اگر به دختر زیبای من دل بستهام، از عشق او آنقدر متاثر میشوم که حتی خاکش را به جای گل برایش میپرستم.
بگفتا و فرعین و عفریت خواندبر خویش ایشان به زانو نشاند
هوش مصنوعی: او گفت و فرعین و عفریت را به نام خواند و آنها را بر زمین به زانو درآورد.
بگفتا ز دیوان گزین صدهزاربه کشتی روان شو سوی کارزار
هوش مصنوعی: گفت برگزین از دیوان، صد هزار نفر را و با کشتی به سوی میدان جنگ برو.
ز دریا به کشتی نشین در زمانبرو سوی سام یل پهلوان
هوش مصنوعی: به دریا برو و سوار بر کشتی شو و در زمان مناسب به سمت سام یل، پهلوان بزرگ، حرکت کن.
دو دیو دلاور ابا صدهزاربرو پیش رو باش در کارزار
هوش مصنوعی: دو دیو شجاع و دلیر، با صد هزار نیرو و توان، در جلو شما در میدان نبرد حاضر هستند.
دو پنجاه کشتی ز دریا روانبرفتند دیوان بر پهلوان
هوش مصنوعی: دو کشتی دریا را ترک کردند و مجنونها به سوی قهرمانان حرکت کردند.
رسید از دو سو کشتیان درگذربه هم در رسیدند شیران نر
هوش مصنوعی: کشتیهای زیادی از دو طرف به هم نزدیک شدند و در نهایت شیرهای نر در کنار هم قرار گرفتند.
چنان شد که جویند از هم نبردز یکسوی دیو و به یک سوی مرد
هوش مصنوعی: به گونهای شد که دیگر کسی از طرف دیو به سمت مرد نمیرود و آنها از هم جدا شدهاند.
چنین گفت سام نریمان گردکه ای پهلوانان با دست برد
هوش مصنوعی: سام نریمان به پهلوانان گفت که با همت و تلاش باید اقدام کنید.
نمیرد کسی بیاجل در جهاننه زنده توان رفت به آسمان
هوش مصنوعی: هیچکس بدون سرآمدن زمان خود در این دنیا نخواهد مرد و هیچکس هم نمیتواند بدون دلیل و زمان معین به آسمان برود.
نشد جانور رسته از چنگ مرگدرین باغ نی شاخ ماند نه برگ
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ موجودی نمیتواند از چنگال مرگ فرار کند، نه درختی باقی میماند و نه برگی.
پس آن به که نام نکو یادگاربماند ز ما تا بسی روزگار
هوش مصنوعی: پس بهتر است که یاد خوبی از ما باقی بماند تا سالهای زیادی بگذرد.
بکوشید در جنگ دیوان نربه خون درکشید و ببرید سر
هوش مصنوعی: تلاش کنید در نبرد با دیوان، آنها را با قدرت به خاک بزنید و شکست دهید.
بگفت و بزد نعرهای در زمانکه لرزید از وی زمین و زمان
هوش مصنوعی: او فریادی زد که باعث شد زمین و زمان به لرزه بیفتند.
اول بر زبان نام یزدان بخواندسوی جنگ عفریت کشتی براند
هوش مصنوعی: در آغاز، نام خداوند را بر زبان میآورد و سپس به سوی نبرد با دشمنان میشتابد.
بفرمود تا تیرباران کنندبه دیو سیه روز تازان کنند
هوش مصنوعی: فرمان داد تا آنها را با تیر بزنند و به دیو سیاه، روز بدی را تحمیل کنند.
ز شصت دلیران در آن روی آببه بد کار دیوان جنگی خراب
هوش مصنوعی: در آنجا که شصت دلیر وجود دارند، به خاطر اعمال نادرست، وضعیت جنگجویان درهم و برهم شده است.
خدنگ از کمان سواران جنگچو رستی نشستی ابر دیو تنگ
هوش مصنوعی: پیکان از کمان جنگاوران رها میشود، بهگونهای که پس از رهایی، به نزدیکی ابرهای ضخیم دیو مانند مینشیند.
تن دیو گفتی برآورد پربرهنه تن و نی کلاه و کمر
هوش مصنوعی: تن دیو به تو میگوید که با داشتن بدن برهنهای که نه کلاه دارد و نه کمری، خود را به طور کامل نشان میدهد.
یکی دشت بودی پر از خارپشتز دیوان جنگی و تیر درشت
هوش مصنوعی: در یک دشت فراخ، دیوان جنگی و تیرهای بزرگ برپا بود و در آنجا خارپشتها به وفور دیده میشدند.
به کشتی نشستند دیوان ریوبراندند زی سام سالار نیو
هوش مصنوعی: دیوان به کشتی سوار شدند و دریا را به سمت سالار نیو روانه کردند.