بخش ۹۱ - جنگ کردن سام با فرعین دیو و چگونگی آن
هوش مصنوعی: در این قسمت از داستان، سام نیو، قهرمان بزرگ جنگ با دیوان، از ماجرای نبردی سخت با فرعین دیو سخن میگوید. دیوان به دریا میروند و سام با دلیرانش بر آنها حمله میکند. در این نبرد، دیوان به شدت کشته میشوند و خون آنها در دریا میریزد. سام با شجاعت تیر و کمانش را بر میدارد و به دیوان حمله میکند. هر تیر او چنان قدرتی دارد که دیوان را به زمین میزند.
دشمنان که با دیدهای ترسان و بیمناک هستند، با سام و رزمندگانش درگیر میشوند. سام یک به یک دیوان را از پا درمیآورد و پیروزی کسب میکند. سام با آواز و هیجان به جنگ ادامه میدهد و محبوبیتش در میدان رزم بیشتر میشود. یکی از دیوان، که قوپیل نام دارد، با فریاد به جنگ میآید، اما سام با استفاده از گرزش به راحتی او را شکست میدهد.
در این نبرد، دیوان به شدت دچار ناامیدی و ترس میشوند. سام به آنها اطمینان میدهد که به زودی پیروز خواهند شد و ایشان را در دریا به دست ماهیها میسپارد. در نهایت، سام با عزم و ارادهای شگرف، جنگ را ادامه میدهد و از پیروزیاش اطمینان دارد.
ازین پس سخن گویم از سام نیوهمان هم ز پیکار فرعین دیو
هوش مصنوعی: از این به بعد درباره سام نیو صحبت میکنم، همانطور که از نبرد با دیو فرعین نیز سخن میگویم.
چو فرعین لشکر به کشتی نشاندبر آن ژرف دریای بی بن براند
هوش مصنوعی: زمانی که گروهی از سربازان فرعونیان بر کشتی نشسته و بر دریای عمیق و بیکران حرکت میکنند، نشان میدهد که آنها به دنبال هدفی بزرگ و ممکن است در شرایطی دشوار قرار دارند.
چنین گفتن فرعین دیو دمانهمانا ز دیوان سر آمد زمان
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که این صحبتها از جانب فرعین، موجوداتی شبیه به دیوها، ارائه شده است و نشاندهنده این است که زمان حکومت دیوان به پایان رسیده است.
شما یکسره خود به چنگال تیزنمائید بر دشمنان رستخیز
هوش مصنوعی: شما تمام تلاش خود را بر این بگذارید که دشمنان را به زانو درآورید و بر آنها غالب شوید.
ز دیوان به چنگال و گردان به تیرببود آب دریا چو شنجرف و قیر
هوش مصنوعی: از دیوان به چنگال و گردان به تیر، آب دریا مانند شنجرف و قیر بود. در واقع، منظور این است که آب دریا به شدت تیره و غلیظ بود و به شکل قیر یا شنجرف (نوعی رنگ سیاه) به نظر میرسید.
تن ماهیان گشته از تیر پرز شصت دلیران و از تاب خور
هوش مصنوعی: تن ماهیان به خاطر تیراندازی شصت دلیر به شدت آسیب دیده و خسته شدهاند و تحت فشار تابش خورشید قرار دارند.
ز آمد شد تیر بر سر و گوشتو گفتی هوا خانه چوبپوش
هوش مصنوعی: هوا به شدت به وزش و حرکت درآمده و مثل تیر بر سر و گوش تو میتابد، گویی که این فضا به یک خانه چوبی تبدیل شده است.
ز بس خون که از هر سوئی ریختندز خون آب دریا برآمیختند
هوش مصنوعی: به خاطر ریختن زیاد خون در هر سمت، آب دریا با خون ترکیب شد.
زبس کشته دیوان به آب اندرونبدی قوت دو سال ماهی فزون
هوش مصنوعی: به دلیل وجود آب فراوان، دیوان بیتاب و سرگردان شدهاند و این باعث شده که ماهیها به اندازه دو سال خوراک و قوت کافی داشته باشند.
دل سام نیرم ز غم خسته شدکه آن جنگ و اشتاب آهسته شد
هوش مصنوعی: دل سام نیرم از غم آسیب دید و آرامش جنگ و تلاطم به دست آمد.
یکی نعره زد هم اندر شتابکه تا شد بدان دیوها زهره آب
هوش مصنوعی: فردی فریاد زد و به سرعت گفت که باید به دیوها حمله کنیم تا آنها را شکست دهیم.
ز بیمش بسی دیو شد سرنگونسیه گشتشان اندرون و برون
هوش مصنوعی: به دلیل ترس او، بسیاری از دیوان به زمین افتادند و درون و بیرون آنها سیاه شد.
به آواز گفت از نژاد و گهرکه سامم به نام و نریمان پدر
هوش مصنوعی: من به صدای بلند اعلام میکنم که من از نسل و خانوادهای بزرگ هستم، فرزند سام و نریمان.
چنین تا به جمشید شاه جهانپدر بر پدر یاد دارم نهان
هوش مصنوعی: به این ترتیب، من از زمان جمشید، شاه بزرگ و جهانی، یادها و خاطراتی از اجدادم را در دل نهان دارم.
همه رفته اندر جهان فراخبه من مانده مردی و ایوان کاخ
هوش مصنوعی: همه به دنیای وسیع رفتهاند، اما من تنها ماندهام و فقط یک مرد و ایوانی از کاخ دارم.
همه نام و ننگ از پی عشق یاربدادم نه دل هست نه صبر و قرار
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق یارم تمام نام و ننگ را فدای او کردم، دیگر نه دلی در دست دارم و نه صبر و آرامشی برایم مانده است.
نه اندیشه از دیو دارم نه جنگنترسم ز نر اژدها و پلنگ
هوش مصنوعی: من نه از فکر شیطان میترسم و نه از نبرد با درندههایی چون اژدها و پلنگ.
هر آن کو به مردی دلاورترندبه یک زخم پیکار من بنگرند
هوش مصنوعی: هر کسی که فکر میکند میتواند از من شجاعتر باشد، باید به آثار جنگ من توجه کند.
بگفت این و بگرفت تیر و کماننشان کرده اندر تن بدگمان
هوش مصنوعی: او این را گفت و تیر و کمان را برداشت و نشانه را بر بدن کسی که بدگمان بود، قرار داد.
ز زخم تن دیو اندر شتابز پشت سیم دیو رفتی به آب
هوش مصنوعی: از درد و زخمهای عمیق، به سرعت به سمت آب رفتی، مانند اینکه بر پشت دیوی نقرهای نشستهای.
هر آن تیر کز زخم و از پشت جستبینداختی چار و سه گشت پست
هوش مصنوعی: هر تیر که به خاطر زخم و آسیب به تو شلیک کردند، در نهایت به زمین افتاد و از ارزشش کاسته شد.
چو افکند دیوان صدوشصت وچاربه تیر و کمان اندر آن کارزار
هوش مصنوعی: هنگامی که دیوان و حاکمان با تعداد زیادی در میدان نبرد مواجه شدند، در آن جنگ با تیر و کمان به نبرد پرداختند.
دگر نیزه کو بد صد و سی ارشطلب کرد و آورد در زیرکش
هوش مصنوعی: شخص دیگری نیز که صد و سی تیر درخواستی داشت، آنها را تهیه و در زیر سلاح خود آورد.
به کشتی زدش نیزه اندر شتاببزد کشتی و ریخت دیوان در آب
هوش مصنوعی: نیزه به کشتی برخورد کرد و آن را به شدت تحت تاثیر قرار داد، به گونهای که کشتی غرق شد و دیوان (مخلوقات یا موجودات غیر انسانی) در آب ریختند.
فراوان ز دیوان به دریا نگونشده غرقه عرق دریای خون
هوش مصنوعی: بسیاری از دیوانگان در دریا غرق شدهاند و این غرقابی، عرقی از خون است.
یکی دیو با هول مانند برقبه پولاد و جوشن تنش بود عرق
هوش مصنوعی: یک دیو به شکل وحشتناکی شبیه به برق، بر روی زره و بدنهاش عرقی از ترس میریزد.
گرفتش کمرگاه سام دلیرمگر کش رباید به مردی ز شیر
هوش مصنوعی: او کمرگاه سام دلیر را گرفت، مگر اینکه کسی به قدرت و شجاعت از شیر او را برباید.
سپهبد یکی تیغ زد بر سرشبه دو نیمه شد تا رگ و پیکرش
هوش مصنوعی: یکی از سرداران با ضربتی بر سر او زد و او به دو نیم تقسیم شد تا جایی که عروق و بدنش نمایان شد.
به لشکر جنین گفت پس پهلوانکه ای رزمدیده دلاور گوان
هوش مصنوعی: به سربازان گفت پهلوان، ای جنگجوی دلیر و باتجربه، همگی آماده باشید.
بدانید در روز رزم و هنرکه یک دشت گوری یکی شیر نر
هوش مصنوعی: بفهمید که در روز جنگ و نبرد، یک دشت پر از قبر و یک شیر نر در کنار هم وجود دارد.
به چنگال و دندان و موران و ماربرآرد مثل گر بود صدهزار
هوش مصنوعی: اگر غولی مانند ظالم و خطرناک به وجود بیاید، باید با همه قدرت و وسایل موجود، از جمله سلاح و نیروی انسانی، با او مقابله کرد.
بگفت این و آهنگ کردن گرفتز کشتی به کشتی سپردن گرفت
هوش مصنوعی: گفت این را و شروع به حرکت کرد، از یک کشتی به کشتی دیگر منتقل شد.
برآمد ز تیغش ز دیوان غریوهمه روی دریا پر از لاش دیو
هوش مصنوعی: تیغ برآمده از او، صدایی از دیوان برآورده و تمامی سطح دریا پر از لاشههای دیو شده است.
به گرز و به نیزه ز شمشیر و تیربرآوردی از جهان دیوان نفیر
هوش مصنوعی: با ضربات گرز و نیزه، از شمشیر و تیر به گوش دیوان زخم و فریاد میزدی و از دنیا صدای هولناکی برمیخاست.
ز کشتی به کشتی همی شد دلیرهمی گشت میجست دشمن چو شیر
هوش مصنوعی: از یک کشتی به کشتی دیگر میرفت و شجاعانه عمل میکرد، همچون شیری به جستجوی دشمن میپرداخت.
چو بر آتش خور بپوشید دوداز آن نره دیوان دو بهره نبود
هوش مصنوعی: زمانی که شعلههای آتش بلند میشود، دودی که به وجود میآید، نشاندهنده وجود چیزی است که در حال سوختن است. در چنین حالتی، دیوانگان یا مجنونها هیچ بهرهای از آن نمیبرند.
شب تیره چون شد میانجی ز راهجدا کردشان جمله از هم سپاه
هوش مصنوعی: در شب تاریک، راهی جدا کننده بین آنها ایجاد شد و همه را از یکدیگر دور کرد.
ز هر دو طرف لنگر انداختندبه خاب و خورش گردن افراختند
هوش مصنوعی: از هر دو طرف، کشتی لنگر انداخت و در خواب و خورشید، سرها را بالا نگه داشتند.
ببود از دو سو نعره پاسبانچو رعد از دل تیره ابر شبان
هوش مصنوعی: از دو طرف فریاد نگهبان به گوش میرسد، مانند رعدی که از دل ابر تیره در شب به صدا درمیآید.
همه دیوها را دل و دیده خونکه فردا چه سازیم تدبیر چون
هوش مصنوعی: همه موجودات بدخواه و شیطانی را در دل و چشمان خود پر از اندوه و ناراحتی داریم، چون نمیدانیم فردا چه تدبیری برای آیندهمان باید بیندیشیم.
به صد زحمت از چنگ یل جستهایمز هر رستگان پنج و شش خستهایم
هوش مصنوعی: با تلاش بسیار از دست دشمن رهایی یافتهایم و از بین هر پنج یا شش نفر در این راه، تنها یک یا دو نفر باقی ماندهاند که زخمخورده و خستهاند.
به نزد نهنکال پیکی رواندواندند کای نامور پهلوان
هوش مصنوعی: پیکی را به سمت نهنگکال فرستادند و او را به عنوان یک پهلوان مشهور معرفی کردند.
ز دیوان دو بهره بهی شد به جنگچو سام نریمان نباشد نهنگ
هوش مصنوعی: در زمان جنگ، وقتی سام نریمان (شجاع و نیرومند) در میدان نبرد نباشد، نیروهای دشمن به راحتی برتر خواهند شد. در واقع، نبودن یک پهلوان کارآمد سبب میشود که حریفان قدرت بیشتری پیدا کنند و پیروز شوند.
کسی مرد پیکار این مرد نیستاگر کام خواهی ازیدر مایست
هوش مصنوعی: هیچ کس در نبرد با این مرد نمیتواند مقابلش بایستد، اگر به دنبال هدفی هستی، از او دوری کن.
در آن دم که با او رسیدیم تنگفرو کوفتیم آن زمان طبل جنگ
هوش مصنوعی: در لحظهای که با او روبرو شدیم، به شدت به جنگ و درگیری پرداختیم.
به کشتی روان سام چون پیل مستصد و شصت گز نیزه دارد به دست
هوش مصنوعی: سام مانند یک فیل نیرومند و سرشار از قدرت، با کشتی خود به جلو میرود و در دستش نیزهای به طول صد و شصت گز دارد.
سنانش چو در جنگ آرد گذارز کشتی دیوان برآرد دمار
هوش مصنوعی: چون نیزهاش را در نبرد به حرکت درآورد، بر کشتی دیوان ویرانی و نابودی میافکند.
ز کشتی به کشتی درآید چو شیرز دیوان جنگی نماید اسیر
هوش مصنوعی: وقتی که شیر از یک کشتی به کشتی دیگر میپرد، نشان از قدرت و شجاعت اوست که در میدان جنگ دشمنان را به تسخیر در میآورد.
ز تیر و کمانش چه گوئیم بازبه هر زخم تیری دو سه رزمساز
هوش مصنوعی: از تیر و کمان او چه بگوییم؟ هر تیر او دو یا سه دلیر کارزار را مجروح میکند.
ز گرزش به هر سر که آید به خشمز سر مغز بیرون جهد نیز چشم
هوش مصنوعی: اگر کسی با خشم به تو حمله کند، حتی از سر شخصی که به او حمله شده، مغز و عقل نیز در میآید و چشمها کور میشوند.
ز دریا به دیوان سرآید زمانهمانا که یک تن نیابیم امان
هوش مصنوعی: زمانی که از دریا به دیوان بیاییم، به یقین میتوان گفت که وقتی هیچ کس را در امان نیابیم.
به یک ساعت این یل که حمله بردبود قوت صد ساله ماهی خورد
هوش مصنوعی: در یک لحظه، این قهرمان که به حمله پرداخته، انرژی و قدرتی برابر با صد سال را به دست آورد و مانند یک ماهی قوی شد.
به بیچارگی تا به روز دگرکشیم انتظار تو ای نامور
هوش مصنوعی: به خاطر بیچارگیام تا فردا منتظر تو هستم، ای مشهور و عزیز.
اگر دیرتر آمدی جنگجویبود سام چون سنگ و دیوان سبوی
هوش مصنوعی: اگر دیرتر بیایی، سام مانند سنگ و دیوان جنگجو خواهد شد.
همه خورد خواهد شکستن به راهکند شاه بر کار ما خود نگاه
هوش مصنوعی: همه چیز به زودی به پایان خواهد رسید، اما پادشاه بر امور ما نظارت خواهد داشت و خود را در کارهایمان دخیل میکند.
بدین سان دلافکار و زاریم مادل و دیده در انتظاریم ما
هوش مصنوعی: دل و فکر ما اینگونه است که به شدت دلتنگ و حالتی افسرده داریم و در انتظار چیزی هستیم که دل و چشممان را شاد کند.
اگر گل به دست تو باشد مبویدل نره دیوان خود را بجوی
هوش مصنوعی: اگر گلی در دستان تو باشد، دل خود را غمگین نکن و به دنبال دیوانگی خود نرو.
یکی دیو پوینده پر غریوبیامد به نزد نهنکال دیو
هوش مصنوعی: یک دیو پر سر و صدا و تندخو به نزد نهنکال دیو آمد.
سراسر بدو باز گفت آنچه بودنهنکال از غصه برجست زود
هوش مصنوعی: تمامی مشکلات و ناراحتیهای خود را با او در میان گذاشتم؛ بهگونهای که به خاطر اندوه، به سرعت از دلم بیرون آمد.
روان شد ابا لشکر بیشمارهمه نره دیوان جنگی کار
هوش مصنوعی: یک لشکر بزرگ و بینظیر به میدان آمده و روحی از آن عبور کرده است که کار جنگ را به دوش دارد.
همه لشکرش را به کشتی نشاندبه دریا و او خود پیاده بماند
هوش مصنوعی: تمام سپاهش را به کشتی سوار کرد و به دریا فرستاد، اما خودش بر روی زمین ماند.
همی آب دریا بدش تا کمرخورش در پر گوش کردی گذر
هوش مصنوعی: دریا به قدری عمیق است که حتی اگر بخواهی با کمر در آن شنا کنی، قادر نخواهی بود، زیرا خورشید در گوشهای از آن دیده میشود.
هر آن کش بدیدی برفتی ز هوشبدان زشتی و سهم آن دیو زوش
هوش مصنوعی: هر کس که به زشتیها و دیوانگیها توجه کند و آنها را ببیند، آرامش و هوشیاریاش را از دست میدهد.
از آن سو چو شب رفت اندرسحاببرافکند خورشید رخشان نقاب
هوش مصنوعی: زمانی که شب به پایان میرسد و پس از آن، خورشید درخشان به آرامی پرده ابرها را کنار میزند.
ز نو کینه جنگ کردند سازهمه آدم و دیو شد رزمساز
هوش مصنوعی: با تازگی و تجدید نظر، جنگ و نبردی آغاز شده است که همهٔ انسانها و نیروهای شیطانی در آن آمادهٔ مبارزه و مقاومت هستند.
دو لشکر سر از خواب برداشتندزکین تیغ و نیزه برافراشتند
هوش مصنوعی: دو سپاه از خواب بیدار شدند و شمشیر و نیزههای خود را آماده کردند.
یکی دیو را نام قوپیل بودبه پیش آمد و پیشدستی نمود
هوش مصنوعی: یک دیو به نام قوپیل به جلو آمد و دست به کار شد.
فغان کرد کای نره دیوان جنگبه سنگ گران سنگ بگشای چنگ
هوش مصنوعی: آه و گریهای میکند که ای جنگجوی نیرومند، بر سنگ سختی که بر سر راهمان است غلبه کن و چنگال خود را باز کن.
بکوشید تا لشکر سام یلز کشته شود روی دریا چو تل
هوش مصنوعی: سعی کنید تا ارتش سام یل از میدان جنگ برود و مانند تلی بر روی آب باقی بماند.
که این دم بیاید نهنکال دیورسد زود ز آدم برآرد غریو
هوش مصنوعی: زمانی که این لحظه فرابرسد، دیو بزرگ به سرعت از انسان خارج شده و فریاد و هیاهو را به راه خواهد انداخت.
ز سام و ز لشکر برآرد دماربگیرد کندشان همه خوار و زار
هوش مصنوعی: از سام و سپاه، آواری میآید که همه را به خفت و ذلت میکشاند.
کسی را کجا تاب آن روز کیننماند یکی آدمی بر زمین
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند سختی و وحشت آن روز انتقام را تحمل کند، زیرا هیچ انسانی بر روی زمین توانایی آن را ندارد.
بگفت این و آهنگ آویز کردز دیوان صف جنگ را تیز کرد
هوش مصنوعی: او این را گفت و به آهنگ خود ادامه داد، و صف جنگ را به نشاط و تندی کشید.
یکی را نبد رحم بر جان کسنه فریادخواه و نه فریادرس
هوش مصنوعی: هیچ کس نسبت به جان دیگری رحم و شفقتی ندارد، نه کسی برای کمک به فریاد او میآید و نه کسی از او حمایت میکند.
بدان گفته سام اندر آمد به گوشدرآورد گرز گران را به دوش
هوش مصنوعی: بدان سخن سام به گوش رسید، و او بار سنگینی را بر دوش خود احساس کرد.
ولی از گرانسنگی گرز اوکسی را نبد تاب آن برز او
هوش مصنوعی: اما هیچکس نتوانست تاب و توان مقابله با سنگینی و قدرت او را داشته باشد.
ز کشتی به کشتی برفتی چو گردهمی کشت دیوان جنگی نبرد
هوش مصنوعی: تو همچون گردی که از یک کشتی به کشتی دیگر میچرخد، از یک سرنوشت به سرنوشت دیگری میروی و در میانهی نبردهای دیوانهوار گرفتار هستی.
ز یک سوی قلواد و قلوش دگربه سوی دگر جنگ را چارهگر
هوش مصنوعی: در یک سمت، جمعیتی با لباسهای خاص وجود دارد و در سمت دیگر نیز جنگی در حال وقوع است که به دنبال راهحلی برای آن هستند.
بکشتند بسیار دیوان سرانشماره نه پیدا بدی اندر آن
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از کشتار و قتل افرادی است که در مقامهای بالایی قرار داشتند. تعداد زیادی از این افراد قربانی شدهاند و نشانهها و آثار آن کشتار در آنجا قابل مشاهده است.
شده دیو ترسان و گردون دلیربه بدخواه برگشته بودند چیر
هوش مصنوعی: دیوها ترسناک شده و آسمان هم شجاع گشتهاند، به طوری که در مقابل بدخواهان ایستادهاند و آنها را چیره شدهاند.
نه پائی که جائی گریزان شوندنه دستی که کوی گریبان شوند
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که نه پای کسی میتواند به جایی فرار کند و نه دست کسی میتواند به جایی بروز خشونت یا درگیری بیاورد. در واقع، اشاره به این دارد که هیچ حرکتی یا عملی نمیتواند به نقاط خطرناک یا نامطلوب منتهی شود.
پدر بازنشناخت فرزند رابرادر نه هم خویش و پیوند را
هوش مصنوعی: پدر نتوانست فرزندش را بشناسد و او را برادر نیافت، نه به عنوان نزدیکترین خویش و نه به خاطر نسبت خانوادگیشان.
ز تیر دلیران همچون تگرگببارید و بر زنده شد عمر مرگ
هوش مصنوعی: از تیرهای شجاعان مانند تگرگ بارید و زندگی را بر مرگ پیروز کرد.
ز زنهار دیوان و از الامانفغانشان رسیده به هفت آسمان
هوش مصنوعی: زنگ خطر دیوانگان و نالههای نجاتخواهیشان به آسمانها بلند شده است.
ز هر سوی دلیری به پیکار بودنبد جنگ گر جنگ پیکار بود
هوش مصنوعی: در هر طرف دلاوری برای نبرد آماده بود، اگر جنگ واقعی بود، یعنی چیزی فراتر از فقط جنگیدن.
بگفتند با یکدگر دیو دوننمانیم ما زنده چون مرده چون
هوش مصنوعی: گفتند که ما دیگر در کنار هم نخواهیم ماند، زیرا در این وضعیت مثل مردگان خواهیم بود.
نداریم ما تاب یل روز جنگهمانا زمانمان رسیده است تنگ
هوش مصنوعی: ما در جنگ توان مبارزه نداریم و زمان ما به پایان رسیده است.
درین گفتگو و ازین رزم سیرشده دیوها را سر از رزم سیر
هوش مصنوعی: در این گفتوگو و از این جنگ، دیوها خسته شده و سر جنگ را رها کردهاند.
ز دیوان غریو و ز مردان خروشز خون دلیران زدی بحر جوش
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف میپردازد که از دیوان و مردان با صدای بلند و خروش ناشی از دلیران، آوای بلندی به گوش میرسد که نشاندهنده شور و هیجان است. به عبارت دیگر، این صداها نماد جوش و خروش خون دلیران و دلاورانی است که به مبارزه و تلاش دست زدهاند.
برآمد فغانی و شور و غریوکه هیهات از زور سردست نیو
هوش مصنوعی: صدایی بلند و شوری برپا شد، که ای وای از قدرت دست نیو.
چو سام آنچنان کرد مدهوش شدیکی ساعتی نیز خاموش شد
هوش مصنوعی: زمانی که سام چنین کاری انجام داد، او به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و برای مدتی نیز خاموش و بیحرکت ماند.
چو باهوش آمد بغرید بازکه ای پهلوانان گردن فراز
هوش مصنوعی: وقتی که باز با هوش و چابک آمد، درخشیدن و خودنمایی کرد و گفت: ای پهلوانان، شما که سرهایتان را بلند کردهاید.
مترسید از آب و از دیو نرکه اکنون به حکم یکی دادگر
هوش مصنوعی: از آب و موجودات ترسناک نترس، زیرا اکنون بر اساس حکم یک داور عادل، اوضاع خوب است.
کنم سرنگون کشتیانشان همهکنم طعمه ماهیانشان همه
هوش مصنوعی: من کشتیهایشان را به زیر میکشم و همه آنها را طعمه ماهیها میکنم.
بگفت و درآمد دگر باره بازچو کوهی مر آن کرده گردنفراز
هوش مصنوعی: او گفت و دوباره وارد شد، همانند کوهی که سرش را بالا گرفته است.
بزد باز برکشتی آن نیزه رایکی روز آورد استیزه را
هوش مصنوعی: یک روز، نیزه را دوباره به سمت کشتی پرتاب کرد.