بخش ۹۵ - یاد پریدخت کردن سام را
هوش مصنوعی: شخصی از درد فراق و دوری از وطن و شاه خود میگوید و به اوج غم و اندوه خود اشاره میکند. او از غرق شدن در هوسها و عواطف میگوید و به دیگران آرزو میکند که هر چه زودتر از این وضعیت نجات یابند. در این مراحل سام، پهلوان ایرانی، به کشتیرانان دستور میدهد که به سرعت برانند. در ادامه آنها با دیوی به نام نهنکال مواجه میشوند که از سمت دریا به آنها حمله میکند و خود را بسیار قدرتمند معرفی میکند. سام با شجاعت با دیو مقابله میکند و به او یادآوری میکند که او نیز قهرمانانی را تا به حال کشته است. این دیو فکر میکند که قدرت او بینظیر است و تهدید میکند، اما سام قاطعانه به او پاسخ میدهد که بخت او برگشته و نهایتاً در آن لحظه جدال میان آنها شدت میگیرد. این داستان به نوعی از نبرد خیر و شر بین انسانها و دیوانی به تصویر کشیده میشود.
ز دل آنچنان آتشی برفروختکه مر ماهیان را برو دل بسوخت
هوش مصنوعی: از دل شعلهای به پا شد که حتی ماهیان را نیز به درد آورد و دلشان را سوزاند.
بگفتا که یک سال باشد که منز ایران جدا گشتم و انجمن
هوش مصنوعی: او گفت که یک سال است که از ایران دور شده و از جمع دوستان خود جدا مانده است.
جدا از منوچهر شاه جهاندر اینجا گرفتار درد و غمان
هوش مصنوعی: به جز منوچهر، پادشاه جهان، در اینجا همه درگیر غم و درد هستند.
ندانم شب و روز سامان خویشدوای دل ریش بریان خویش
هوش مصنوعی: نمیدانم شب و روز چگونه است، بهجز اینکه دل شکستهام برای درمانش به کمک نیاز دارد.
گرفتار نفس هوا و هوسنکردیم ز اندوه یک لحظه بس
هوش مصنوعی: ما در دام خواستهها و آرزوهای نفس گرفتار نشدیم و اجازه ندادیم که اندوه ما را یک لحظه هم تسلیم کند.
کنون جمله گردان ایران زمینبه ما آرزومند و ما خود به چین
هوش مصنوعی: اکنون تمام مردم سرزمین ایران به ما امید دارند و ما خود به کشور چین چشم دوختهایم.
چو میلاد و گشواد و شنگوی شیرچو اوزید شاه آن سوار دلیر
هوش مصنوعی: وقتی که شیر ناز و زیبا به دنیا میآید و با قدرت و شجاعت ظاهر میشود، مانند این است که شاه آن سوار دلیر بر فراز میآید.
درین بحر گرداب خون مانده دیربماندیم سرگشته و دستگیر
هوش مصنوعی: ما در این دریای پر از مشکلات و سختیها مدت زیادی سرگردان و گرفتار ماندهایم.
به هرحال کشتی برانید زودکه از آب آیم برون همچو دود
هوش مصنوعی: به هر حال بادبان را باد بزنید و زود حرکت کنید، چون به زودی از آب بیرون میآیم مانند دود.
نمانم نهنکال و یال ورانه آن گرز و کوپال و بار ورا
هوش مصنوعی: من در پس هیچ نشانهای نمیمانم، نه از قدرت و نه از ظاهر، حتی نه از افزار و وسایل.
مبادا درین روی دریای آبدگر ره درآیند پر پیچ و تاب
هوش مصنوعی: نذار که در این دریای پرآب، راهی پر از پیچ و خم پیدا بشه.
براندند کشتی هم اندر شتاببه تندی و تیزی چو پران عقاب
هوش مصنوعی: کشتی را به سرعت و تندی همچون پرواز عقاب به جلو راندند.
به روز دویم چون که شد چاشتگاهفغانی ز بالا برآمد به ماه
هوش مصنوعی: در روز دوم، وقتی که صبح شد، صدیقهای از ارتفاعات به صدا درآمد که مانند ماه میدرخشید.
یکی نعره زد دیدبان دلیرکه ای سام فرخ پی شیرگیر
هوش مصنوعی: یكی با صدای بلند فریاد زد، نگهبان شجاعی که ای سام، ای فرد خوشبخت و قهرمان!
به بالای کشتی برآ تا شگفتببینی ز بال و ز بالا و کفت
هوش مصنوعی: به بالای کشتی برو تا شگفتیها را از زاویههای مختلف ببینی و تجربه کنی.
یکی دود بینم دوان و دمانهمی پیچد آن دود تیره روان
هوش مصنوعی: من دودی را میبینم که به سرعت در حرکت است و آن دود تیره به آرامی در فضا گردش میکند.
چو کوه گرانی در آن روی بحرهمی آید از قهر مانند زهر
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند کوه های بلند در برابر مشکلات و سختی ها بایستد، حتی در دل دریا هم از شدت قهر و خشم او، عواقب تلخی به وجود خواهد آمد.
ندانم چه چیز است ای نامدارایا پهلوان سام یل هوشدار
هوش مصنوعی: من نمیدانم که چه چیزی است، ای مشهور و جان سخت، ای پهلوان سام، باید حواست را جمع کنی.
گمانم چنین است که دود گراننهنکال باشد که آید روان
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که دود سنگین و تاریک به شکل نهنگ بزرگ در حال حرکت است.
ازو برحذر باش ای نامدارکه دیوی عظیم است با گیر و دار
هوش مصنوعی: از این فرد معروف دوری کن، زیرا او دیوی بزرگ و خطرناک است که به دام میاندازد.
اگر نسبت از وی ترا بدرسدچه باشد سرانجام با نیک و بد
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از او جدا شوی، چه نتیجهای در نهایت خواهی گرفت، با وجود همۀ خوبیها و بدیها؟
چنین داد سام نریمان جوابچه دارید ای سرکشان پیچ و تاب
هوش مصنوعی: سام نریمان به سرکشان میگوید: شما چه دارید و چه کار میکنید؟
توکل به دادار و یزدان ماکه هست او به قدرت نگهبان ما
هوش مصنوعی: اعتماد به خداوند و یزدان داریم که او همواره با قدرت، ما را حفظ و نگهداری میکند.
مرو را رسد کردگاری و بسهم او را رسد شهریاری و بس
هوش مصنوعی: مرو به دنبال کارهایی که مورد علاقهات است برو، چون همین کارها تو را به مقام و ارزشهایی که میخواهی میرساند.
بگفت و مسلح بشد سام گردباستاد آن شیر با دستبرد
هوش مصنوعی: سخن را گفت و آماده شد سام تا با آن شیر مبارزه کند.
که تا کی درآید نهنکال دیوبرآرد به رویش فغان و غریو
هوش مصنوعی: تا کی باید این دیو خبیث در بین ما بماند و بر چهرهاش فریاد و ناله برخیزد؟
همی آمد آن دیو مانند کوهابا هیبت و دستگاه و شکوه
هوش مصنوعی: یک موجود شبیه به دیو، با شکوه و عظمت، مانند کوهی بزرگ، به سمت ما میآمد.
دو تا شاخ همچون چناری به سربه همراه بودیش دیوان نر
هوش مصنوعی: دو شاخ مانند درخت چنار بر روی سر داشت، با خود دیوانگی را همراه کرده بودی.
ازو ماهیان در گریز آمدهابا هیبت و با ستیز آمده
هوش مصنوعی: ماهیانی که در حال فرار هستند، به خاطر جلوداری و قدرت آن شخص، به سوی او آمدهاند.
چو ان کوه نزدیک آمد ز دورتو گفتی که بستد ز خورشید نور
هوش مصنوعی: وقتی کوه نزدیک میشود و به تو نزدیک میگردد، حس میکنی که گویی نور خورشید را از تو گرفته است.
هراسید دلها ز آثار اوبترسید جانها ز دیدار او
هوش مصنوعی: دلها از نشانههای او ترسان شدند و جانها به خاطر دیدنش بیمناک گشتند.
بلای جهان بد نهنکال دیوکه آمد دمان پرخروش و غریو
هوش مصنوعی: آفت و مصیبت دنیای ما به مانند یک دیو وحشتناک است که ناگهان با صدای بلند و خروش به ما حملهور میشود.
یکی نعره زد دیو سر پرشتابکه لرزید بر خویش دریای آب
هوش مصنوعی: یک نفر فریاد بلندی زد و دیوی با سرعت و عجله به او پاسخ داد، به طوری که دریا به لرزه درآمد.
پس از نعره گفت او که ای سام شیرنگهدار پای خود اکنون دلیر
هوش مصنوعی: پس از فریاد زدن او، گفت ای سام، شیر! پای خود را حفظ کن، اکنون موقعی است که باید شجاع باشی.
ترا من به دست تباهی دهمدرین ژرف دریا به ماهی دهم
هوش مصنوعی: من تو را به سرنوشتی تلخ و ناگوار میسپارم، در این دریا عمیق تو را به ماهی میسپارم.
منم شاه دیوان روی زمیننباشد چون من کس به ماچین و چین
هوش مصنوعی: منم پادشاه دیوان در زمین، هیچکس مانند من نیست، حتی در ماچین و چین.
شود پیش دستم تن کوه پستترا نیست بر پای من زور دست
هوش مصنوعی: اگر کوه در برابر من قرار بگیرد، برای من پایین و ضعیف میشود، چون قدرت دست من بسیار بیشتر از آن است.
چو قلواد گفتار او را شنیدیکی نعره بر دیو نر برکشید
هوش مصنوعی: زمانی که قلواد سخنان او را شنید، یک نعره بر دیو نر زد و او را به چالش کشید.
که ای دیو بدگوهر تیره کارترا بخت برگشت از روزگار
هوش مصنوعی: ای دیو بدجنس و تاریکاندیش، روزگار به تو روی خوش نشان نخواهد داد و بختت برگردانده شده است.
نباشد ترا زهرهای تیره جانکه تا نام ساو آوری بر زبان
هوش مصنوعی: اگر تو روحی پاک و تابناک نداری، نباید حتی نام ساو را بر زبان بیاوری.
همانا که همچون تو دیوی هزاربکشتست مر سام در کارزار
هوش مصنوعی: به راستی که همچون تو کسی همانند دیو نیست که هزار نفر را در میدان جنگ کشته باشد.
چو بشنید در لحظه آن دیو نریکی قهقهه برکشید از جگر
هوش مصنوعی: وقتی آن دیو نر صدای قهقههای از دلش بلند کرد، متوجه شد که چه چیز عجیبی شنیده است.
که چون من کسی نیست از دیوهاکه تو کشته باشی به جور و جفا
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من وجود ندارد که تو از دیوانگان به ظلم و بیرحمی کشته باشی.
مرا نام باشد نهنکال دیوجهان شد ز من پرخروش و غریو
هوش مصنوعی: من نامم نهنکال است و دیو دنیا به خاطر من پرصدا و پرخروش شده است.
چو قلواد گفتا او را شنیدیکی نعرهای از جگر برکشید
هوش مصنوعی: وقتی قلواد صحبت کرد، او یکی از دلخوریها و احساسات عمیقش را با صدای بلندی ابراز کرد.