بخش ۹۴ - رفتن فرهنگ دیوزاده به ختا و چگونگی (کار) سام با نهنکال دیو
هوش مصنوعی: در این قطعه شعری، تلاشها و تدابیر دو لشکر، یکی از جانب پهلوانان و دیگری از جانب دیوان، برای گریز از جنگ و پیروزی را توصیف میکند. پس از غروب شب، لشکرها به دلیلی مانند غافلگیری در شب برنامهریزی میکنند که به سمت دشمن نفوذ کنند. دیوان در هراسی قرار دارند و به مناسبتی از باخت خود در جنگ آگاه میشوند. سام نریمان، یکی از پهلوانان، از پیروزی خود شکرگزاری میکند و به قدرت خداوند اشاره میکند. او از خداوند درخواست توانایی و درایت میکند و در عین حال نگران دختر خود است که خبر از او ندارد و نمیداند در این دریا کجاست. این بخش از شعر مظاهر شجاعت، توکل به خداوند و نگرانی از حال نزدیکان را نشان میدهد.
سر بادبان چون شد اندر هواروان گشت زورق به راه ختا
هوش مصنوعی: وقتی که بادبان در هوا به آرامی حرکت کرد، کشتی به سمت مسیر خود روانه شد.
درین گفتگوها شب اندر رسیددو لشکر در آن جایگه آرمید
هوش مصنوعی: در این گفت و گوها شب فرا رسید و دو سپاه در همان مکان فرود آمدند.
ز کشتی همه لنگر انداختندز هر در حکایت همی خواستند
هوش مصنوعی: همه از کشتی پیاده شدند و هر کسی داستانی را تعریف میکرد.
نهادند اصل سخن را بر آنکه در شب گریزند کندآوران
هوش مصنوعی: در شب، کسانی که به دنبال فرار هستند، اصل موضوع را پایهگذاری کردند.
بگفتند تدبیر این است و بساگر کس نیاید شما را زپس
هوش مصنوعی: گفتند تنها راه حل این است که اگر کسی نیاید، شما باید خودتان اقدام کنید و به جلو بروید.
بگفتند اندر دل شب رویمکه دیویم ما سر به سر شب رویم
هوش مصنوعی: گفتند که در دل شب میرویم، چون ما دیوانهایم، تمام شب را به سمت تاریکی پیش میرویم.
چو یک پاس از تیره شب درگذشتشب آهنگ بر چرخ گردان بگشت
هوش مصنوعی: وقتی یک بخش از شب تاریک سپری شد، شب دوباره به دور چرخ گردان رفت و ادامه یافت.
از آن لشکر دیو ببد دههزارنکردند اندر دل شب قرار
هوش مصنوعی: نیروهای شوم و پلید، در دل شب هیچ آرامش و قراری نداشتند و دههزار بار نگران و مضطرب بودند.
چو پنجاه کشتی بد از آمدنکجا ده بماندند از آن انجمن
هوش مصنوعی: وقتی که پنجاه کشتی به سفر آمدهاند، دیگر کجا دلیلی برای باقی ماندن در آن جمع وجود دارد؟
براندند کشتی چو باد بهارازیشان همه بیخبر نامدار
هوش مصنوعی: کشتی به مانند باد بهاری از میان آنها عبور کرد و هیچکدام از آنها خبر نداشتند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
چو از شرفه بام نیلی حصارپدید آمد ان خشت زریننگار
هوش مصنوعی: وقتی که از بالای بام، دیوار نیلی رنگ نمایان شد، خشتهای زرین و زیبا دیده شدند.
چو قلوش چو قلواد دو پهلوانرسیدند آن دم بر پهلوان
هوش مصنوعی: در آن لحظه که دو پهلوان به هم رسیدند، همانند دو قلو و دو همزاد به هم پیوسته بودند.
که از لشکر دیو یک تن نماندکه نکبت بر ایشان فلک برنشاند
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویرسازی از نابودی دشمنان اشاره شده است. بیان میشود که هیچکس از سپاه شیطان باقی نخواهد ماند و بدبختی بر سر این افراد نازل خواهد شد. به عبارت دیگر، به سرنوشت شوم و شکست حتمی آنها اشاره میشود.
هزیمت گرفتند دیوان نرکسی نیست ز ایشان درین بحر و بر
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در این دنیای پرآشوب و بینظمی، افرادی که قدرت دارند (مانند دیوان یا دیوانگان) پیروز شدهاند و کسی وجود ندارد که بتواند در این دریای وسیع و بیرحم مقابله کند یا راه حلی ارائه دهد.
چو بشنید سام نریماننژادروان سجده شکر کردش چو باد
هوش مصنوعی: هنگامی که سام نریماننژاد این خبر را شنید، به اندازهای شکرگزار شد که مانند باد به زمین افتاد و سجده کرد.
ستایش بسی کرد بر کردگارکه ای آفریننده مور و مار
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به ستایش خداوند پرداختهاند و او را به عنوان آفریدگار موجودات کوچک و بزرگ، از جمله مور و مار، مورد ستایش قرار دادهاند.
بجز تو کسیام خداوند نیستکسی کین نداند خردمند نیست
هوش مصنوعی: غیر از تو، هیچکس را نمیشناسم که لایق باشد؛ کسی که این موضوع را درک نکند، در واقع آدم باهوشی نیست.
مرا ده توانائی و فرهیکه هستی خداوند، من چون رهی
هوش مصنوعی: به من قدرت و دانش ده که تو خودت خالق و اساسی. من مانند یک رهرو در این مسیر هستم.
سر از سجده شکر برداشت بازبزد نعره آن گرد گردنفراز
هوش مصنوعی: او پس از پایان سجده شکر، دوباره فریاد زد و سر خود را بلند کرد.
که ای پهلوانان جنگ آورانبدانید یکسر ز پیر و جوان
هوش مصنوعی: ای جنگجویان و پهلوانان، بدانید که هر یک از پیر و جوان تحت تاثیر شما قرار دارند.
همین دم نهنکال در میرسدابا گرز و گوپال و دیوان ز ره
هوش مصنوعی: در این لحظه نهنگ بزرگی با گرز (چماق) و گروهی از دیوان (مخلوقات خیالانگیز) از راه میرسند.
ببینیم تا گردش روزگارچه آرد به ما بر ازین تیرهکار
هوش مصنوعی: ببینیم چه پیشامدی در روزگار برای ما رقم میزند و چه بر ما میآورد در این شرایط سخت و نامطلوب.
دل اندر خداوند بندید و بسکه جز او نداریم فریادرس
هوش مصنوعی: دل خود را به خدا سپردیم و جز او کسی را برای مدد و یاری نداریم.
بگفت و توکل به دادار کردبرآورد از دل همی آه سرد
هوش مصنوعی: او سخنی گفت و به خداوند توکل کرد و از دلش آه سردی برآورد.
که آیا پریدخت ماهم کجاستندانم درین بحر راهم کجاست
هوش مصنوعی: من نمیدانم که پریدخت ما، که نماد زیبایی و لطافت است، کجاست و در این دریا که غرق در آن هستم، مسیرم به کجا میرسد.