لمعات
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الذی نور وجه حبیبه بتجلیات الجمال فتلالا منه نوراً، و ابصر فی...
مقدمه
بدان که در اثنای هر لمعهای ازین لمعان ایمائی کرده میآید بحقیقتی منزه...
لمعۀ اول
اشتقاق عاشق و معشوق از عشق است و عشق در مقر خود از تعین منزه است و در...
لمعۀ دوم
سلطان عشق خواست که خیمه بصحرا زند، در خزاین بگشاد گنج بر عالم پاشید.
لمعۀ سوم
عشق هر چند خود را دایم بخود میدید، خواست تا در آینه نیز جمال و کمال م...
لمعۀ چهارم
غیرت معشوق اقتضا کرد که عاشق غیر او رادوست ندارد و بغیر او محتاج نشود....
لمعۀ پنجم
محبوب در آینه هر لحظه روئی دیگر نماید و هر دم بصورتی دیگر برآید؛ زیرا...
لمعۀ ششم
نهایت این کار آنست که محب محبوب را آینه خود بیند و خود را آینۀ او
لمعۀ هفتم
عشق در همه ساریست، ناگزیر جمله اشیاءاست و کیف تنکر العشق و مافی الوجود...
لمعۀ هشتم
محبوب یادرآینۀ صورت روی نماید، یا در آینۀ معنی، یا ورای صورت و معنی. ا...
لمعۀ نهم
محبوب آینۀ محب است، در او بچشم خود جز خود را نبیند و محب آینۀ محبوب،ک...
لمعۀ دهم
ظهور دایم صفت محبوب است و خفا و کمون صفت محب، چون صورت محبوب در آینۀ ع...
لمعۀ یازدهم
بدانکه میان صورت و آینه بهیچ وجه نه اتحاد ممکن بود نه حلول.
لمعۀ دوازدهم
بر هر که این در حقیقت بگشاید، در خلوتخانه بود نابود خود نشیند و خود را...
لمعۀ سیزدهم
محبوب هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت بهر آن بر روی فرو گذاشت تا محب خوی...
لمعۀ چهاردهم
محب و محبوب را یک دایره فرض کن که آن را خطی بدو نیم کند بر شکل دو کمان...
لمعۀ پانزدهم
محب سایۀ محبوبست، هر جا که رود در پی او رود. مصراع:
لمعۀ شانزدهم
یک استاد از پس ظل خیال چندین صور مختلف واشکال متضاد مینماید، حرکات و...
لمعۀ هفدهم
معشوق هر لحظه از دریچۀ هر صفتی با عاشق روی دیگر نماید،عین عاشق از پرت...
لمعۀ هژدهم
عاشق با بود نابود آرمیده بود و در خلوتخانه شهود آسوده، هنوز روی معشوق...
لمعۀ نوزدهم
عاشق را دلی است منزه از تعین که مخیم قباب عزت است و مجمع بحر غیب و شها...
لمعۀ بیستم
عشق سلطنت و استغنا بمعشوق داد ومذلت و افتقار بعاشق، عاشق مذلت از عزت ع...
لمعۀ بیست و یکم
عاشق باید بیغرض بادوست صحبت دارد، خواست از میان بردارد و کار بر مراد...
لعمۀ بیست و دوم
شرط عاشق آنست که هرچه دوست دوست دارد او نیز دوست دارد و اگر همه بعد و...
لمعۀ بیست و سوم
عشق را آتشی است که چون در دل افتد هرچه در دل یابد بسوزد، تا حدی که صور...
لمعۀ بیست و چهارم
طلب و جستجوی عاشق نمونۀ طلب معشوق است، خود هر صفت که عاشق بدان صفت متص...
لمعۀ بیست و پنجم
محب خواست که بعین الیقین جمال دوست بیند، عمری در این طلب سرگشته میگشت...
لمعۀ بیست و ششم
محب چون خواهد که مراقب محبوب باشد، چارۀ او آن بود که محبوب را بهرچشمی...
لمعۀ بیست و هفتم
عاشق را طلب شهود بهر فناست از وجود، دایم در عدم برای آن میزند که در...
لمعۀ بیست و هشتم
معشوق چون خواهد که عاشق را برکشد، نخست هر لباس که از هر عالمی با او هم...