غزل شمارهٔ ۱۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذبه چشمها و ابروان معشوقش اشاره میکند و از تأثیر شگرف آن بر دل عاشقان سخن میگوید. او میگوید که زلف معشوق چه فریبی به پا کرده که عاشقان را به خود جذب کرده و دلهایشان را درگیر کرده است. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که در کنار زیبایی معشوق، خود او نیز تحت تأثیر قرار گرفته و میگوید که یادت همواره در ذهنش نقش بسته است. در نهایت، شاعر از درد و دل شکسته خود به خاطر عشق ناچیزش میگوید و ابراز میکند که امیدش را از دست داده است، زیرا زیبایی معشوقش به گونهای است که دلهای زیادی را تحت تأثیر قرار داده و به یأس کشانده است.
به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداختهزار فتنه و آشوب در جهان انداخت
هوش مصنوعی: وقتی نگاه پرعاطفهات بر ابروانت افتاد، هزاران مشکل و دردسر در دنیا به وجود آمد.
فریب زلف تو با عاشقان چه شعبده ساخت؟که هر که جان و دلی داشت در میان انداخت
هوش مصنوعی: فریب و زیبایی موهای تو چه جذابیتی ایجاد کرد؟ که هر کسی که جان و دل داشت، تحت تأثیر قرار گرفت و درگیر عشق تو شد.
دلم، که در سر زلف تو شد، توان گه گهز آفتاب رخت سایهای بر آن انداخت
هوش مصنوعی: دل من که در دام زلف تو گرفتار شده است، گاهی اوقات با تابش آفتاب چهرهات، سایهای بر آن میافتد.
رخ تو در خور چشم من است، لیک چه سودکه پرده از رخ تو برنمیتوان انداخت
هوش مصنوعی: چهرهی تو در برابر چشمانم است، اما چه فایده که نمیتوانم پرده را از روی چهرهات کنار بزنم.
حلاوت لب تو، دوش، یاد میکردمبسا شکر که در آن لحظه در دهان انداخت
هوش مصنوعی: دوست داشتنیهای تو را به یاد میآوردم، دقیقا مثل لحظاتی که شکر در دهان میگذارم و از طعم شیرین آن لذت میبرم.
من از وصال تو دل برگرفته بودم، لیکزبان لطف توام باز در گمان انداخت
هوش مصنوعی: من از دیدن و بودن کنار تو دل کنده بودم، اما زبان محبت تو هنوز مرا در اشتباه انداخت و به خیال و امید واداشت.
قبول تو دگران را به صدر وصل نشانددل شکستهٔ ما را بر آستان انداخت
هوش مصنوعی: قبول تو دیگران را به اوج و مقام رساند، اما دل شکستهٔ ما را بر درگاه تو قرار داد.
چه قدر دارد، جانا، دلی؟ توان هردمبر آستان درت صدهزار جان انداخت
هوش مصنوعی: عزیزم، چقدر ظرفیت دارد دل تو؟ من هر لحظه میتوانم هزاران جان را در مقابل درگاه تو فدای تو کنم.
عراقی از دل و جان آن زمان امید بریدکه چشم جادوی تو چین در ابروان انداخت
هوش مصنوعی: عراقی در آن زمان از دل و جان امیدش را از دست داد، چون چشمهای جادوی تو چین و شور خاصی در ابروهایت ایجاد کرده بود.