غزل شمارهٔ ۳۳
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عمیق عشق و longing اشاره دارد. شاعر در آن به دنبال دیدن چهره زیبای محبوبش و باطل کردن حسرتش است. او از عشقش سخن میگوید و به زلف و لبهای محبوب اشاره میکند. همچنین، او به احساس تنهایی و تنگی دلش اشاره دارد که در absence محبوب حس میکند. در نهایت، شاعر به اوج محبت و وفاداریاش به دوست، حتی در برابر دشمنان، تأکید میکند و خود را شیدای آن دوست میداند.
کی ببینم چهرهٔ زیبای دوست؟کی ببوسم لعل شکرخای دوست؟
هوش مصنوعی: چه زمانی میتوانم چهرهٔ زیبا و دلنشین دوست را ببینم؟ چه زمانی میتوانم لبهای شیرین او را ببوسم؟
کی درآویزم به دام زلف یار؟کی نهم یک لحظه سر بر پای دوست؟
هوش مصنوعی: کی میتوانم خود را در دام موهای محبوبم بیفکنم؟ کی میتوانم حتی برای یک لحظه سرم را بر پای دوست بگذارم؟
کی برافشانم به روی دوست جان؟کی بگیرم زلف مشکآسای دوست؟
هوش مصنوعی: چه زمانی میتوانم زیبایی و جذابیت دوست را به نمایش بگذارم؟ چه زمانی میتوانم در آغوش زلفهای خوشبو و دلانگیز او فرو بروم؟
این چنین پیدا، ز ما پنهان چراست؟طلعت خوب جهان پیمای دوست
هوش مصنوعی: چرا روی زیبای دوست که همه جا را میگردد، از ما پنهان است؟
همچو چشم دوست بیمارم، کجاستشکری زان لعل جانافزای دوست؟
هوش مصنوعی: چشمم مانند چشم بیمار دوستم است، کجاست شکری برای آن لعل دلافزای دوست؟
در دل تنگم نمیگنجد جهانخود نگنجد دشمن اندر جای دوست
هوش مصنوعی: در دل من جایی برای جهان وجود ندارد، حتی دشمن نمیتواند در مکان دوست قرار گیرد.
دشمنم گوید که: ترک دوست گیرمن به رغم دشمنان جویای دوست
هوش مصنوعی: دشمنم میگوید که از دوستت فاصله بگیر، اما من بر خلاف خواسته دشمنان، به دنبال دوستم هستم.
چون عراقی، واله و شیدا شدیدشمن ار دیدی رخ زیبای دوست
هوش مصنوعی: وقتی که مانند عراقی عاشق و شیدا شدی، حتی اگر دشمنی را ببینی، زیبایی چهره ی محبوبت از یاد تو نخواهد رفت.