غزل شمارهٔ ۶۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جدایی است. شاعر از درد دوری محبوبش میگوید و اینکه بدون او هیچ چیز زیبایی ندارد. از امید به وصال سخن میزند و بیان میکند که تحمل درد جدایی برایش غیرممکن است. او از غم و اندوهی که به خاطر عشقش دارد، صحبت میکند و بیان میکند که تمامی موجودات هم به عشق او شهرت دارند، اما او دردی غیرقابل درمان را تجربه میکند. در نهایت، شاعر به جستجوی نشانهای از عشق میپردازد و احساساتی عمیق و شعور را در دلش بیان میکند.
نگارا، بیتو برگ جان که دارد؟دل شاد و لب خندان که دارد؟
هوش مصنوعی: عزیزم، بدون تو جان چه معنایی دارد؟ دل شاد و لب خندان چه ارزشی دارد؟
به امید وصالت میدهم جانوگرنه طاقت هجران که دارد؟
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه تو را در آغوش بگیرم، جانم را میدهم، وگرنه چه کسی میتواند دوری از تو را تحمل کند؟
غم ار ندهد جگر بر خوان وصلتدل درویش را مهمان که دارد؟
هوش مصنوعی: اگر غم دل درویش را نرنجاند، پس چه جای نگرانی است وقتی که او مهمانی دارد؟
نیاید جز خیالت در دل منبجز یوسف سر زندان که دارد؟
هوش مصنوعی: هیچکس جز خیال تو به قلب من وارد نمیشود، مانند یوسف که در زندان است و فقط او در ذهن من میچرخد.
مرا با تو خوش آید خلد، ورنهغم حور و سر رضوان که دارد؟
هوش مصنوعی: با تو بودن برای من بهشت را خوشایند میکند، وگرنه چه اهمیتی دارد که بهشتیان و نعمتهای آن چه هستند؟
همه کس می کند دعوی عشقتولی با درد بی درمان که دارد ؟
هوش مصنوعی: همه ادعا میکنند که عاشق تو هستند، اما کسی نمیداند که درد بیپایان عشق چقدر سخت و عذابآور است.
غمت هر لحظه جانی خواهد از منچه انصاف است؟ چندین جان که دارد؟
هوش مصنوعی: حقا که از این غم تو هر لحظه جانم گرفته میشود، انصاف نیست که چندین بار جان داشته باشم؟
مرا گویند: فردا روز وصل استوگرنه طاقت هجران که دارد؟
هوش مصنوعی: مردم به من میگویند که فردا روزی است که به معشوق میرسم، و اگر اینطور نباشد، هیچکس طاقت دوری و جدایی را ندارد.
نشان عشق میجویی، عراقیببین تا چشم خون افشان که دارد؟
هوش مصنوعی: اگر به دنبال نشانههای عشق هستی، به شعرهای عراقی نگاه کن تا ببینی چگونه چشمانی پر از اشک و احساس دارد.