غزل شمارهٔ ۹۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که کسی که از غم عشق تو دور بماند، خوشبخت نیست و همهجا بیهدفی را دنبال میکند. همچنین بیان میکند که تنها کسی که محبت تو را درک کند، به تو نزدیک میشود و هیچ راهی جز عشق تو نمیشناسد. عاشق برای کسی که محبوبش است، جانش را فدای او میکند و به خاطر عشق، حتی جانش را به موهای محبوبش تقدیم میکند. شاعر از درد فراق میگوید و از محبوب میخواهد که بویی بفرستد تا دل عاشقان همچنان زنده بماند و در انتها نگران حال دلی است که بدون عشق محبوبش نمیتواند زندگی کند.
آن را که غمت ز در براندبختش همه دربدر دواند
هوش مصنوعی: کسی که غم تو را از زندگیاش دور کند، خوشبختیاش همیشه سرگردان و آشفته خواهد بود.
وآن را که عنایت تو ره دادجز بر در تو رهی نداند
هوش مصنوعی: کسی که به راهنمایی و لطف تو هدایت شده باشد، جز در آستانه تو راهی نمیداند.
وآن را که قبول عشقت افتادجان را بدهد، غمت ستاند
هوش مصنوعی: کسی که عشق تو را پذیرفته، جانش را فدای تو میکند و غم تو را از او میگیرد.
عاشق که گذر کند به کویتجان پیش سگ درت فشاند
هوش مصنوعی: عاشق وقتی از کنار خانه تو میگذرد، جانش را فدای وفاداری به تو میکند و حتی فدای سگ درب خانهات میشود.
با وصل بگو که: عاشقان رااز دست فراق وارهاند
هوش مصنوعی: با وصل و پیوند، به دیگران بگو که عاشقان را از درد و رنج جدایی نجات دهند.
بیچاره دلم که کشتهٔ توستدور از رخ تو نمیتواند
هوش مصنوعی: دل من که به تو وابسته است و به خاطر هنرت جانش را داده، در دوری از چهرهات نمیتواند تحمل کند.
بویی به نسیم کوی خود دهتا صبحدمی به دل رساند
هوش مصنوعی: یک عطر و بویی از کوچه و محله خود پخش کن تا یک صبح زود به دلها برساند.
کین مرده به بوت زنده گرددوز عشق رخت کفن دراند
هوش مصنوعی: این شخصی که مرده به نظر میرسد، با عشق تو زنده میشود و از عشق تو به گونهای میپوشد که گویی هیچ کس از او خبر ندارد.
مگذار که خسته دل عراقیبیعشق تو عمر بگذراند
هوش مصنوعی: اجازه نده که دل شکسته و خسته عراقی بدون محبت و عشق تو روزهایش را بگذراند.